جایزه پریتزکر

برای آشنایی با جایزه پریتزکر ادامه مطلب را مشاهده کنید...

ادامه نوشته

کانال آموزش معماری داخلی

سلام
همراهان گرامی
در این کانال قصد داریم تا تجربیاتمان در زمینه آموزش معماری داخلی را با شما به اشتراک بگذاریم . آنچه ملاحظه خواهید کرد شامل معرفی کتابهای مفید و مرتبط با این رشته ، مباحث آموزشی کوتاه و تصاویر آموزنده ای از پروژه های معماری داخلی خواهد بود که برای ما نکات ارزنده ای به همراه خواهند داشت .
لطفا این مطلب را با دوستان و علاقمندان به اشتراک بگذارید تا بتوانیم در اسرع وقت آموزش را آغاز کنیم .
با تشکر
پرهام شکوهی . مائده ضیاپور

لینک کانال تلگرام آموزش معماری داخلی ؛
https://telegram.me/interiordesigncourse

 

آموزه ها -2

آداب معاشرت یکی از مهمترین نکاتی است که هر انسان متمدنی ملزم به رعایت آن است , تا در یک جمع فردی متشخص شناخته شود.

در ادامه مطلب لینک گزیده کتاب آداب معاشرت نوشته منصور احمدی را برایتان گذاشتیم , خواندن این گزیده را بخصوص به جوانان نسل امروز توصیه می کنیم.

ادامه نوشته

معجزه ی نظم در زندگی

نظم یکی از مهمترین اصول موفقیت و پیشرفت در کار ، زندگی و ... است به نظر من با رعایت نظم می توان به قله های رفیع پیشرفت دست یافت . همانگونه که تمامی ملل پیشرفته یا اصطلاحا جهان اول با رعایت این اصل و برنامه ریزی های دقیق به جایی رسید که ...

در ادامه مطلب به مقاله ای در این باره توجه فرمائید

ادامه نوشته

آموزش كارگروهي

در مهد کودکهای ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره گرگه و .... ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو  هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.


با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه.


در مهد کودکهای ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که  کل تیم  10 نفره  روی 9 تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و  همینطور تا آخر.


با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر رو یاد میدن.

نظم از نوع ايراني!!!

خاطره جالبی از سفر به ژاپن : این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است.
وی گفت:
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده.
روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.
تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟
این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می‌گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.
آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد
چقدر شبیه ایرانیان هستند!!

درسنامه معماري داخلي - 3

بخش اول ؛

در اين قسمت فقط تعدادي عكس مي گذارم تا ذهن شما نسبت به موضوعي كه مي خواهم از آن صحبت كنم حساس شود ، با آن درگير و با نگاهي معمارانه به دنبال يافتن مصاديق اين مبحث بپردازيد.

بحث اين بخش پيرامون عناصر سازنده فضاي معماري است . به تصاوير با دقت توجه كنيد تا دليل انتخاب آنها را درك كنيد ، در بخش بعدي دليل انتخاب عكسها را خواهم گفت ، همچنين پيرامون عناصر سازنده فضا در معماري بحث خواهم كرد.

براي مشاهده تصاوير به ادامه مطلب برويد.

ادامه نوشته

دانشگاه مازیار - 2

نگاه معمارانه

تفاوت میان نگاه کردن و دیدن را به خوبی می دانیم ؛ دیدن همان سرسری گذر کردن است و غیر ارادی ، در واقع ما تا زمانی که چشمانمان باز است ناگزیریم از دیدن اما نگاه کردن فعلی ارادی است و بر عهده بیننده ؛ در زمانی که ما به چیزی نگاه می کنیم به جزئیات و تمام خصوصیات آن شی با دقت تمام و ریز بینی می نگریم در واقع با این کار به موشکافی پیرامون آن شی و خصوصیاتش می پردازیم.

" تفاوت نگاه کردن و دیدن در ارادی و غیر ارادی بودن و جزء نگر و کل نگر بودن است. "

حال به نگاه کردن صفت معمارانه را می افزاییم تا آن را مختص یک قشر خاص نماییم ، معمار با توجه به تربیتش در آکادمی معماری  و گذر زمان و تجربه مکانهای گوناگون و ...  به نگاهی زیبا بین و حسی زیبایی شناس دست می یابد و همواره به دنبال نگاه کردن به زیبایی و خلق زیبایی است ، در این مسیر(کل پروسه زندگی حرفه ای معمار) و  در فرآیند آموزش ، معمار یا دانشجوی معماری نیاز دارد تا نگاهی حساس و جستجو گر داشته باشد تا علاوه بر درک درست زیبایی معمارانه ذهنش را از واژگان و فرمهای معماری انباشته کند تا زمانی که می خواهد به زبان معماری سخن بگوید ( خلق فرم و فضای معماری) یا به عبارت درست تر معماری کند به لحاظ واژگان در  فقر و کمبود نباشد ، حال اینکه این واژگان که با دیدن( تقلید )و بعد با تفکر(خلاقبت ) ایجاد می شوند با چه دستور زبانی در کنار هم بنشینند و جملات و نثری شیوا از جنس معماری بیان کنند خود به پروسه آموزش و آموختن معماری باز می گردد.

آموزه اي از استاد پيرنيا

خلاصه اي از سبک شناسی معماری ایرانی

برسی ها و کاوش ‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم قبل از میلاد می رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، بویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته است.
معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.
اصول معماری ایرانی :
درون‌گرایی (حفظ کرامت و احترام انسان)
نیارش (فن اجرای ساختمان)
خود بسندگی (استفاده از مصالح بوم آورد ایدری)
مردم‌واری (تبعیت از نیازها و ابعاد انسانی)
پیمون (مدول)
پرهیز از بیهودگی
سبک شناسی معماری ایران :
شیوه پارسی (هخامنشیان) سده ششم پیش از میلاد تا سده چهارم.
شیوه پارتی (اشکانیان و ساسانیان) سده چهام تا صدر اسلام.
شیوه خراسانی (صفاریان، طاهریان، غزنویان و …) از ابتدای قرن چهارم تا پایان قرن چهارم.
شیوه رازی (سامانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) قرن پنجم تا اول قرن هفتم.
شیوه آذری (ایلخانیان و تیموریان) از اول قرن هفتم تا اول قرن دهم.
شیوه اصفهانی (صفویان، افشاریه، زندیه و قاجاریه) از اول قرن دهم تا اواسط دوره قاجاریه.
معماری معاصر (پهلوی، بعد از انقلاب اسلامی) از اواسط دوره قاجاریه تا کنون
از شش شیوه معماری ایران دو شیوه پارسی و پارتی مربوط به پیش از اسلام و چهار شیوه ی دیگر مربوط به دوره اسلامی می باشد. غربی ها برای شیوه های اسلامی نام هایی را به کار می برند مانند شیوه های اموی و عباسی. اما به نظر خیلی ها هیچ یک از کشورها و ملت ها یعنی ترک ها، عرب ها و… نمی توانسته اند در معماری کشوری که پیشینه معماری چند هزارساله دارد کارساز باشند، زیرا آنها در آن زمان معماری ارزشمندی نداشته اند.


منبع :سبک شناسی معماری ایران


نقش حیاط در معماری پایدار دیروز

اين مقاله در اولين همايش ملي معماري پايدار كه توسط دانشگاه آزاد همدان برگزار شد ارائه گرديد و در كتاب مجموعه مقالات همايش به چاپ رسيد .

نقش حیاط در معماری پایدار دیروز

نويسندگان ؛ پرهام شكوهي ، مائده ضياپور

چکیده

معماری پایدار و آنچه و به آن مفهومی که چند سالی است در جهان مورد توجه قرار گرفته ، در معماری سنتی ما جایگاهی ویژه داشته است ؛ از تک تک عناصر فضایی و مصالح مورد استفاده گرفته تا مهمترین عنصر شکل دهنده معماری ایرانی یعنی «حیاط» . سازماندهی فضا در معماری ایران بر اساس وجود عنصر حیاط شکل گرفته و دو گونه معماری درونگرا و برونگرا را حاصل می کند.ساختار حیاط پاسخ مناسبی به زندگی مادی و معنوی مردمان این خاک را فراهم آورده است این ساختار چه در زمینه شکل و هندسه و چه در روش پایداری به شدت از ویژگی بستر و محلی که در آنجا ساخته می شوند اثر می پذیرد و با حداقل دخل و تصرف در محیط حداکثر بهره مندی را نصیب ما میکرد. از طبیعت حاضر در خانه که به واسطه حضور حیاط به نوعی معماری سبز را به ارمغان می آورد تا قابلیت بازیافت مصالح و بهره گیری از عناصر طبیعی حاضر در حیاط در تمامی فصول ( به طور مثال بهره گیری از برگ ، میوه تازه و خشک و ... درخت موجود در حیاط خانه ) همگی مصادیق از عوامل پایداری موجود در حیاط تلقی می گردند . لذا در این مقاله به بررسی معماری پایدار و عنصر حیاط و نقش آن در معماری پایدار ایران می پردازیم و در نهایت پس بررسی این نقش به این نتیجه خواهیم رسید که جای آن در معماری امروز این مرز و بوم خالی است و به جستجوی راهکاری برای حضور مجدد آن می پردازیم .

کلمات کلیدی : معماری پایدار ، طبیعت ، حیاط ، سازماندهی فضایی


ادامه نوشته

اندکی در باب فرهنگ و پایان

گفتن از فرهنگ شاید کار من نباشد و بایستی بزرگانی که در این راه استخوان ترکانده اند از سخن به زبان و متنی به قلم برانند لذا خواستم به این بحث پایان دهم و به مطالبی مهم تر در حیطه تخصص خود بپردازم .

برای اتمام بحث فرهنگ که شروعش مدتها پیش بود و خیلی هم پیش نرفت مطلبی می گذارم که نوشته ای است از کسی که نمی شناسم ولی به ظن من جالب آمد شما هم بخوانید  . در باره ارتباط معماری و فرهنگ است .

شايد به ندرت بتوان هنري يافت كه به اندازه معماري با زندگي مردم پيوند داشته باشد . عوامل و پديده هاي مختلفي وجود دارند كه در شكل دهي فضاهاي معماري نقش دارد . فرهنگ يكي از عوامل مهم در چگونگي شكل گيري فضاهاي معماري به شمار مي آيد . گاهي برخي فرهنگ را حتي مهمتر از اقليم عامل درجه اول برمي شمارند.

 هر جامعه اي داراي فرهنگ خاص خود است كه شالوده معماري آن جامعه را پايه گذاري مي كند و معماري آن جامعه تصويرعيني آن فرهنگ مي باشد . در حقيقت معماري وسيله واقعي سنجش فرهنگ يك ملت بوده و هست . فرهنگ هر جامعه پاسخگوي چگونگي شكل گيري فضاهاست .

حضور فرهنگ در فضاهاي معماري و شهري از راه هاي گوناگون صورت مي گيرد كه براي نمونه مي توان به حضور آن به شكل عناصر ، نقش ها ، تزئينات ، تركيب هاي حجمي يا تركيب هايي خاص در پلان اشاره كرد . هر بنايي به عنوان جزئي از فرهنگ معماري وظيفه عينيت بخشيدن يك انديشه ذهني را از طريق فرم ظاهري خود را دارد كه نمودي است براي سنجش فرهنگ . البته نقش فرهنگ در شكل گيري تمام فضاهاي معماري يكسان نبوده بلكه در سازمان يابي فضاهاي فرهنگي ، آييني و عمومي بيشتر بوده است . اغلب سعي ميشود به اين بهانه كه بنايي براي عملكرد خاصي ساخته مي شود از زير بار اين مسئوليت شانه خالي كنند و فراموش مي كنند كه هر ساختماني يك شاهد فرهنگي است .

تجلي فرهنگ در فضا ، نشانه هايي داراي معنا و محتوايي خاص است . اين نشانه ها گاه تك معنايي و گاه چند معنايي است و همچنين مي تواند صريح و آشكارباشد يا تلويحي و نيمه آشكار . البته نشانه هاي آشكار قابل مشاهده و درك براي افراد غير حرفه اي و عمومي باشد مانند گنبد ، منار و ايوان و... .
مجموعه از نشانه ها نمايانگر هويت يك فضاست كه وجه مشخصه يك فضا از لحاظ زمينه هاي فرهنگي و كاركردي و سرزمين است . فضا به معناي عام ، واقعيتي است داراي ويژگي هاي هويتي مشخص و معين . نتيجه برداشت هاي آدمي از فضا از تجربه هاي ذهني ، شخصي ، فرهنگي و اجتماعي او تاثيرپذير است . لذا يك فضاي معماري در مفهوم كلي نشان دهنده خصوصيات اصلي فرهنگي و سرزميني آن است . نوع و كاركرد بنا نيز موثر است . در بعضي بناهاي فرهنگي و آييني غالبا به صورت صريح يا تلويحي هويت و سنت بازتاب مي يابد در حالي كه در برخي ديگر اين امر ناديده گرفته مي شود. سرزمين ما در تاريخ چند هزار ساله خود شاهد تحولاتي در عناصر معماري چون حياط مركزي ، گنبد و قوس و الگوهاي طراحي مانند طرح چهار ايواني متناسب با گذر زمان بوده است . اما متاسفانه در دوره معاصر كمتر شاهد آثاري هستيم كه بتوان آن را نشات يافته از مبادي معماري ملي دانست .

تحولاتي كه از آغاز قرن حاضر شروع شد ، موجب گسيخته شدن رشته هاي استوار بين برخي از مظاهر و جلوه هاي زندگي با فرنگ جامعه شد و در نتيجه روندي از مظاهر تمدن و فرهنگ غرب اقتباس شده بود و روز به روز گسترده تر مي شد . معماري سنتي نيز از حركت باز ايستاد و پيش از آنكه فرصت و امكان انطباق با تكنولوژي و شرايط جديد را بيابد ف مورد بي توجهي قرار گرفت .

به علت ضعف در زمينه مباني نظري معماري موجب شد تا تلاش انجام شده از سوي هنرمندان و پژوهشگران هنوز به نتيجه ي مطلوب نرسد .بعضی از معماران معاصر در تلاش ايجاد پيوند بين گذشته و حال ، نظرياتي را ارائه داده اند . آنها معتقدند براي دستيابي به هدف پيوند معماري گذشته و حال و ايجاد تداوم و استمرار بين اين دو معماري مي بايست به گذشته معماري توجهي عميق داشت . توجه عميق به فهم روح كلي ، فهم اصول و مباني آن و به كارگيري اين اصول به خصوص در جهت تداوم و تكامل معماري گذشته و حال است .

البته بايد توجه داشت كه انعكاس آينه وار و تقليد صرف آثار گذشته معماري بدون توجه به ريشه ها و كاربردهاي خصوصيات فضايي و كالبد آن امري بي ثمر و حتي گاهي مخرب خواهد بود . به همين جهت انتظار مي رود با توجه به فرهنگ غني و هويت معماري ايران ، متخصصين دوره معاصر در بازيابي ويژگي هاي معماري ، تاريخي و سنتي خود اهتمام به عمل آورند.

مطلب فوق با عنوان "بازتاب هویت فرهنگی در معماری"  توسط  "نوشين برنائي" در سایت http://www.memaran.ir/  نوشته شده است .

پاسخ یا شاید درد دل...

این پست پاسخی است به نقد خانم ساناز افتخارزاده سردبیر نشریه معماری و ساختمان که پردیس سینمایی ملت را نقد کردند و پاسخ مهندسین مشاور حرکت سیال (رضا دانشمیر) طراح این پروژه.
برای مطالع متن نقد و جوابیه و اعلام نظر خودتان به آدرس : http://www.memary.net  مراجعه کنید.

به این می اندیشم که اگر معماری ما سرشار از کارهای برجسته بود شاید در مسابقه معمار این طرح با اینکه داوران می گویند با بسترش هماهنگ نیست حائز رتبه برتر نمی شد!!!بخشهایی از نقد را قبول دارم و بخشهایی را خیر شاید نکات مثبت و منفی در این طرح کم باشد یا بسیار.
اما می خواهم به این نکته بپردازم که چرا وقتی نقد می شویم بلافاصله در مقابل نقد کننده جبهه می گیریم و با کج فهمی یا نمی دانم هر چیز دیگر به مقابله با نقاد می پردازیم نمونه این مطلب در این نقد و جوابیه مشاهده می شود اینکه منتقد می گوید چرا این بنا و طراحش از این اقلیم و فرهنگ و ... با بنایی در آنسوی دنیا با معماری با فرهنگی کاملا متفاوت بایستی اینقدر مشابهت داشته باشند(مرکز مطالعاتی هنر کليولند آمريکا اثر mvrdv) طراح می گوید ما که تقلید نکردیم ، آنها کردند( چون بعد از کار ما طراحی شده پس حتما آنها تقلید کرده اند ) پس جای خوشحالی دارد که کار معمار در سطحی است که خارجی ها از آن ایده بگیرند ، این یعنی اصلا متوجه مقصود منتقد نشده اند یا ...!!!
به گمان من نباید در مقابل نقد ایستاد بلکه بایستی آنرا پذیرفت و از آن برای بهتر کردن آینده بهره گرفت ، ما عادت کردیم به خود بزرگ بینی و تحقیر دیگران ، عادت کردیم به شعار دادن و عمل نکردن ، به حرف زدن بسیار و ندیدن حرفها در اجرای کار...
این شعار پراکنی و خود بزرگ بینی از دانشجویان ترم یک و دو شروع می شود و تا سطوح بالا ادامه دارد و اینگونه است که معماران ما حرف زیاد می زنند و حرفهای قشنگ هم می زنند اما هنگام عمل که می شود چیزی ارائه نمی کنند و هنگامی که مورد پرسش قرار بگیرند سعی می کنند با فلسفه و کلمه و آسمان ریسمان به هم بافتن کار را به شعارهاشان نزدیک کنند نمیخواهم به هیچ کسی توهین کنم یا کسی را مورد نقد قرار دهم بلکه نوک پیکان این نقد به سوی خودم است نه کس دیگری...
شاید لازم است در دانشگاهها تمرین نقد شدن کنیم و با مسالمت با نقاد برخورد کنیم در مقابلش جبهه نگیریم ، لازم است تمرین کنیم که شعار ندهیم و عمل کنیم ؛ کانسپتهامان سراسر حرف است این حرفها نه منشا فلسفی و شناختی درستی دارند و نه به خط و ربط معماری تبدیل می شوند ما در دانشگاهها فقط حرف زدن می آموزیم حال آنکه بایستی فرآیند تبدیل حرف و ایده به معماری را بیاموزیم نه اینکه متنمان با خطمان هر کدام ساز خود را بزنند ، شاید لازم است در دانشگاه بیاموزیم  که نباید مغرور بود امروز اتفاقی افتاد که برایم منتج به این نتیجه شد که اگر می خواهم مدعی باشم باید واقعا ابزار این مدعی بودن را داشته باشم که اگر داشته باشم هیچگاه مدعی نخواهم بود به سان بزرگانی که به حدی دانش بر دوش میکشیدند که پشتشان خمیده می شد و آنگاه به زبان می آوردند که قطره ای از دریای دانش را نوشیده اند نمی خواهم همچون طبل تو خالی فقط صدای بلندی داشته باشم...
پس به کسی که نقدم کند احترام می گذارم و بزرگش می دارم ، شعار نمی دهم و عمل می کنم  ، ترجیح می دهم با کلمات بازی نکنم

آموزه ها-1

آنچه در اینجا می نویسم خلاصه مقاله ای است که در مجله هنر معماری شماره 11 زمستان 87 به چاپ رسیده است.

بیونیک و فرمهای  هنری در طبیعت
 الناز رحیمی،راحله حسینی و با همکاری دکتر امیر فرج الهی راد
 بیونیک:
واژه بیونیک نخستین بار توسط سرگرد جک استیل ،افسر هنگ هوانوردی ارتش امریکا،به کار برده شد.وی علم سیستمهایی را که شالوده ی آنها سیستمهای زنده است یا خصوصیات سیستمهای زنده را دارند یا به سیستمهای زنده می مانند را علم بیونیک نامید.....
معماری بیونیک و الهام از طبیعت:
...بشر از ابتدا سعی کرده برای ساخت و طراحی مکانها و وسایل مورد نیاز خود از طبیعت و محیط زیست اطراف خود الهام گیرد.به عنوان مثال  ساختمان بدن خفاش برای لئونادو داوینچی ایده ای بود که بتواند ماشین پرنده را طراحی کند یا نیروی عضلانی و در عین حال سرعت زیاد دلفین ها جرقه ای برای ساختمان زیر دریایی بود یا تارهایی که عنکبوتها می بافند برای ساخت نمایشگاه مونترال ، اثر فرای اتو ، به کار گرفته شد.(1)
.... معماری را می توان علم حیات مصنوعی نامید، علمی مانند آنچه در جهان طبیعت ونظام تکرار  و پاسخ اصول بیولوژیکی و ژنتیکی اتفاق می افتد.
.... معماری بارها از ساختار ها و اشکال طبیعی و طبیعت الهام گرفته است که اخیرا این روند بیشتر در  منطق درونی و مورفولوژی پروسه های طبیعی دیده می شود تا ظاهر آنها....
ذهنیت بیونیک و ارگانیک مهمترین روند قرن بیستم بوده و سالیوان،رایت و لوکوربوزیه همگی روی تشابهات بیولوژیکی کار می کردند...
...جنبش معماری بیونیک شکل چهار ضلعی و  منتظم ساختمانهای سنتی را برای پدید آوردن ساختمانهای بیولوژیکی و جهان طبیعی نفی می کند.نتیجه ی این دیدگاه مجموعه ای از ساختمان های منحصر به فرد با قالبهای بیولوژیکی و ریاضی می شود...
آثاری که به سبک بیونیک طراحی شده اند:
از جمله آثار سانتیگو کالاتروا که به این سبک طراحی شده (با الهام از آناتومی انسان)می توان برج تورنینگ توروسو(turning torso) موزه هنر میلواکی(milwaukee art museum) ،شهرک علوم و فنون (city of art&sciences)و ساختمان آسمان نمای آن که هر یک به نوعی از طبیعت الهام گرفته اند.
دیگر آثار این سبک عبارتند از:
_برج بیونیک( bionic tower )
_دروازه جهان( arc of world) اثر  گرگ لین از پیشگامان معماری بیونیک
_ساختمان ضد دود (anty smoge) اثر ونسان کالیباوت
_برج فراز پل رابلینگ (ascent at robling bridge) اثر دانیل لیبسکیند
_مرکز تجاری بیرمنگام(selfridges)

به ترتیب از چپ به راست: ساختمان ضد دود - urban cactu rotterdam - مرکز خرید بیرمنگام - تورنینگ توروسو
برج فراز پل رابلینگ
                         
                         تورنینگ توروسو


ساختمان ضد دود


فرهنگ

طبق قولی که داده بودم می خوام سلسله مطالبی رو راجع به فرهنگ آغاز کنم در ابتدا مناسب دیدم به معنی کلمه بردازم؛
در لغتنامه دکتر محمد معین آمده
فرهنگ؛ (فرهنج در زبان پهلوی) 1-ادب 2-دانش ، علم ، معرفت؛
                        " نیست فرهنگ اندر این گیتی
                                                          که نیاموخت از شه آن فرهنگ" فرخی
3- مجموعه آداب و رسوم ؛ "و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگانو کارسازان پادشاهی و...." مقدمه شاهنامه ابومنصوری
4-مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم
5-کتابی که شامل لغات یک یا چند زبان و شرح آنها ست
6-کاریز آب

در دانشنامه رشد آمده؛
فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.

*رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب می‌داند که بوسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و میان افراد مشترک است .
*به نظر ادوارد ساپیر فرهنگ بعبارت از نظامی از رفتارها که جامعه بر افراد تحمیل می‌کند و در عین حال نظامی ارتباطی است که جامعه بین افراد بر قرار می‌کند

و در نهایت در لغت نامه دهخدا می خوانیم؛
فرهنگ . [ ف َهََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔثنگ ۞ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات ۞ و اِدوره ۞ در لاتینی که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است . (حاشیه ٔبرهان چ معین ). به معنی فرهنج است که علم و دانش و ادب باشد. (برهان ) :
ای زدوده سایه ات ز آیینه ٔفرهنگ زنگ
بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ .

کسائی .

ای امیر مهربان این مهرگان خرم گذار
فر و فرمان فریدون ورز با فرهنگ و هنگ .

منجیک ترمذی .

یکی پور دارم رسیده بجای
بفرهنگ جوید همی رهنمای .

فردوسی .

ببالا و دیدار و آهستگی
بفرهنگ و رای و بشایستگی .

فردوسی .

تو دادی مرا فر و فرهنگ و رای
تو باشی به هر نیک و بد رهنمای .

فردوسی .

ای از تو یافته دل و فربی شده
مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ
معادیان تو نافرخند و نافرزان .

بهرامی سرخسی .

فرهنگ دل شکسته وجود نزار.

فرخی .

ای امیر هنر وای ملک روزافروز
ای بفرهنگ و هنر بر همه شاهان سالار.

فرخی .

نیست فرهنگیی در آن گیتی
که نیاموخت از شه او فرهنگ .

فرخی .

تو جاه و گنج ، ز فرهنگ از قناعت جوی
چه جاه و گنج فزون از قناعت و فرهنگ .

عنصری .

چو بالید و سالش ده و پنج شد
بزرگی و فرهنگ را گنج شد.

اسدی .

مر آن شاه را نام گورنگ بود
کزاو تیغ فرهنگ بی زنگ بود.

اسدی .

به فرهنگ پرور چو داری پسر
نخستین نویسنده کن از هنر.

اسدی .

به فضل و دانش و فرهنگ و گفتار
تویی در هر دو عالم گشته مختار.

ناصرخسرو.

زهی عقد فرهنگیان را میانه
میان پیشت اصحاب فرهنگ بسته .

خاقانی .

کشتی آرزو در این دریا
نفکند هیچ صاحب فرهنگ .

خاقانی .

ز فرهنگ خاقان و بیداریش
عجب ماند شه در وفاداریش .

نظامی .

جواهر جست از آن دریای فرهنگ
بچنگ آورد و زد بر دامنش چنگ .

نظامی .

که ای استاد عالم ، مرد فرهنگ
غلط گفتی که باشد لعل در سنگ .

نظامی .

رایتان این بود و فرهنگ و نجوم
طبل خوارانید و مکّارید و شوم .

مولوی .

در لغت نامه انگلیسی برای واژه معادل فرهنگ (Culture) آمده ؛

فرهنگ،پرورش،تمدن،تربیت و....

برای مطالعه معنای  (Culture) در دانشنامه ویکی پدیا به ادامه مطلب رجوع کنید.
ادامه نوشته

تجربه من - 2

مرحله دوم:
بعد از تائید نام شرکتتان بایستی مدارک مورد نیاز برای تشکیل پرونده در اداره ثبت اسناد دفتر ثبت شرکتها را تهیه کنید که این مدارک عبارتند از ؛
1)اساسنامه 2 عدد(معمولا از مطبوعاتی های اطراف اداره ثبت قابل تهیه است)
2)اظهارنامه (که در واقع خلاصه اساسنامه است و آنرا بایستی از اداره ثبت تهیه نمایید و از آنجا که جز اوراق بها دار است بایستی بابتش مبلغ ناچیز 60 تومان را در بانک مربوطه پرداخت کنین)
3)کپی شناسنامه و کارت ملی و کارت پایان خدمت برای سهامداران شرکت و هم چنین بازرسان اصلی و علی البدل
4)گواهی سپرده به میزان 35% کل سرمایه شرکت(مبلغ مورد نظر را نزد یک بانک به انتخاب خودتان در حسابی که به نام شرکت افتتاح می کنید قرار می دهید و از بانک در خواست گواهی سپرده می نمایید)
5)مدرک دانشگاهی مرتبط با موضوع شرکت (حداقل یک مدرک)
6)پرداخت مبلغی بابت هزینه ثبت شرکت و ارائه فیش مربوطه
توجه کنید در صورتی که شرکت شما شعبه ای داشته باشد بایستی علاوه بر اساسنامه واظهار نامه مذکور در بالا یک عدد اساسنامه واظهار نامه هم برای شعبه در مدارک فوق قرار دهید

ادامه دارد..
.

تجربه من -1

پله پله تا ثبت شرکت در اداره ای ایرانی -۱

از آنجایی که هیچ نوع اطلاعاتی در اختیار شما قرار نمی گیرد و شما خود بایستی در طی یک پروسه با آزمون و خطا به نتیجه برسید من آنچه را که خود در هزار توی راهرو ها و پله های اداره ثبت اسناد کشف کردم در اختیارتان می گذارم تا شما دردسرهایی که من متحمل شدم را بر دوش نکشید.

مرحله اول: انتخاب اسم شرکت

اسم شرکت  بایستی متشکل از سه کلمه باشد (سه سیلابی) بهتر است یک اسم خاص هم مثل استان شهر و ..... به آن بافزایید تا راحتتر تائید شود چون هر بار که اسمتان را برای تائید بفرستید ۱۰ روز طول می کشد تا پاسخ آن بیاید

ادامه دارد....