نگاه معمارانه

تفاوت میان نگاه کردن و دیدن را به خوبی می دانیم ؛ دیدن همان سرسری گذر کردن است و غیر ارادی ، در واقع ما تا زمانی که چشمانمان باز است ناگزیریم از دیدن اما نگاه کردن فعلی ارادی است و بر عهده بیننده ؛ در زمانی که ما به چیزی نگاه می کنیم به جزئیات و تمام خصوصیات آن شی با دقت تمام و ریز بینی می نگریم در واقع با این کار به موشکافی پیرامون آن شی و خصوصیاتش می پردازیم.

" تفاوت نگاه کردن و دیدن در ارادی و غیر ارادی بودن و جزء نگر و کل نگر بودن است. "

حال به نگاه کردن صفت معمارانه را می افزاییم تا آن را مختص یک قشر خاص نماییم ، معمار با توجه به تربیتش در آکادمی معماری  و گذر زمان و تجربه مکانهای گوناگون و ...  به نگاهی زیبا بین و حسی زیبایی شناس دست می یابد و همواره به دنبال نگاه کردن به زیبایی و خلق زیبایی است ، در این مسیر(کل پروسه زندگی حرفه ای معمار) و  در فرآیند آموزش ، معمار یا دانشجوی معماری نیاز دارد تا نگاهی حساس و جستجو گر داشته باشد تا علاوه بر درک درست زیبایی معمارانه ذهنش را از واژگان و فرمهای معماری انباشته کند تا زمانی که می خواهد به زبان معماری سخن بگوید ( خلق فرم و فضای معماری) یا به عبارت درست تر معماری کند به لحاظ واژگان در  فقر و کمبود نباشد ، حال اینکه این واژگان که با دیدن( تقلید )و بعد با تفکر(خلاقبت ) ایجاد می شوند با چه دستور زبانی در کنار هم بنشینند و جملات و نثری شیوا از جنس معماری بیان کنند خود به پروسه آموزش و آموختن معماری باز می گردد.