شهر فراموشکار

معضلی به نام نماهای بی هویت

پرهام شکوهی  . کارشناس ارشد معماری دانشگاه گیلان . مدرس دانشگاه شمال

معماری تنها به مثابه ساختن بنا نیست ، معماری ارزش ها و کیفیت هایی را دارا است که یک ساختمان (ساختن) به تنهایی نمی تواند واجد آنها باشد . معیارهای مان برای انتخاب خانه و ساختمان خوب روز به روز به سمت کمیت و کمی گرایی میل می کند و کیفیت در حد استفاده از مصالح با کیفیت تنزل یافته است ، برای خرید خانه بیشتر به متراژ ، قیمت ، برند و ... توجه می کنیم و دیگر کسی تنوع نوری که وارد خانه می شود یا منظره ای که از پنجره دیده می شود یا سرزندگی و طراوتی که در فضا جریان دارد را به عنوان معیار انتخاب خانه در نظر نمی گیرد .

علاوه بر کیفیت معیار دیگری نیز برای معماری می توان برشمرد و آن چیزی نیست جز هویت ، اما هویت چیست؟ هویت به معنای کیستی است ، نگرش ها ، ویژگی ها و روحیات فرد و به عبارت ساده تر آنچه فردی را از دیگری متمایز می کند . هر یک از ما شناسنامه ای داریم و این شناسنامه عوامل متعدد هویتی ما را تعریف می کند ؛ که هستیم ، فرزند چه کسانی هستیم و در کجا متولد شده ایم ، در واقع هر یک از این اطلاعات کدهایی را به مخاطب می دهند تا بتواند ما را شناسایی کند . هر یک از ما خصوصیاتی را از پدر ، مادر و اجدادمان به ارث برده ایم ، به جایی تعلق داریم و بسته به نوع تربیت وآنچه از محیط اطرافمان کسب کرده ایم به شخصی تبدیل شده ایم که هستیم . در مورد معماری در یک خطه و اقلیم هم این امر صادق است ، معماری همچون یک اتومبیل نیست که بتواند به یک شکل در هر جای دنیا مورد استفاده قرار گیرد ، با نگاهی به اقصی نقاط ایران می توانیم گونه های مختلفی از معماری را چه در مسکن و چه در بناهای عمومی چون مسجد ببینیم ، این یعنی در هر شهر و دیاری معماری خاصی حاکم بوده است و چنین معماری ای دارای هویت است .

شاید آنچه مطرح شده است خواننده را به این ورطه اشتباه بی اندازد که وقتی می گوییم معماری هویتمند یعنی همان قوس ها ، کاشی کاری ها و همان سبک و سیاق معماری گذشته را امروز بسازیم . می دانیم که این امر متناسب با نیاز روز نیست و یکی از مهمترین انتظاراتی را که از معماری داریم (تامین آسایش و راحتی) فراهم نمی کند . همانگونه که ما هیچکدام مان عینا مشابه والدینمان نیستیم یک بنای معماری هم نباید عینا مشابه بناهایی باشد که در گذشته در آن شهر و دیار ساخته می شده اند ، بلکه بایستی امتداد آنها باشد یعنی کدهایی داشته باشد که ما را به والدینش متصل کند تا احساس آشنایی با آن بنا داشته باشیم .

آنچه امروز در سطح شهرهایمان می بینیم که به نظر می آید ناشی از مصرف گرایی و تجمل گرایی و مد پرستی باشد نه تنها هیچ ارتباط شکلی و معنایی با گذشته این سرزمین ندارد ، بلکه هیچ ارتباطی با نامی هم که برآن نهاده ایم (نمای رومی) ندارد و بیشتر شبیه تقلید راه رفتن کبک است ، هم آنرا نمی توانیم بیاموزیم و هم اینکه راه رفتن خودمان را از یاد می بریم ...

بناهایی که اینروزها میسازیم (به عمد از واژه معماری برای این نوع ساختمان ها استفاده نمی کنم) نه تنها از جنبه هویتی بلکه به لحاظ کارکردی هم دچار بیماری لاعلاجی هستند ، نمی توانیم بفهمیم بنایی که می بینیم مسکونی است یا تجاری ،تالار پذیرایی یا چیز دیگر ...

این بناهای مدپرستی که علاقه وافری به نمایش دادن خود و تجمل بی حد و حصر دارند ، احتمالا چون آینه ای نشان دهنده نقاط ضعفی در جامعه هستند ، شاید کسانی در ساخت سازها موثر اند که تنها سرمایه ای برای ساختن دارند و آگاهی از معماری ندارند ، شاید معماران و معمارنماهایی به غم نان تن به ساخت این نوع بناها می دهند ، شاید این بناها کمبودهایی را که دارند می خواهند به نوعی جبران کنند ، شاید تازه به دوران رسیده اند و می خواهند برای خود نامی درخور جفت و جور کنند و شاید های بسیار دیگری که بهتر است جامعه شناسان به آنها پاسخ دهند .