خلاقیت !!!




به نظر شما می شود این سردر را نشانه ای از خلاقیت طراح دانست ؟؟ این سئوالی بود که برای من پیش آمد و نتوانستم به جوابی برایش برسم .

توضیح : این عکس مربوط به سردر دانشگاه تربیت مدرس است که توسط خانم مهندس سارا مجدی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری از دانشگاه تهران  و مدرس معماری در  انستیتو هنر و معماری دانشکده فنی دخترانه شریعتی طراحی شده است و مرا به یاد دو چیز انداخت ایوان مدائن و موزه ایران باستان ....

قضاوت را بر عهده خواننده فهیم می گذارم.

منبع عکس : نشریه اینترنتی معمار 24-

آخرین روزها...

آخرین روزهای سال دارند با سرعت بسیار می دوند تا به خط پایان برسند ما آدمها هم می دویم چرا شاید خودمان هم نمی دانیم!!!
یک مطلب دیگر هم به زودی در وبلاگ قرار خواهم داد  ؛ خلاصه ای از آخرین مقاله سال 88 یعنی  "نقش حیاط در معماری پایدار دیروز" ، البته بعد از ارائه دو مطلب فرهنگ و درسنامه که قول داده بودم.
راستی از مرز 25000 هزار بازدید هم گذشتم این یک خبر خوش و البته یک زنگ خطر برای من است خطر از آن جهت که بایستی زمان بیشتر و مطالب مفیذتری را برای این همه مراجع قرار دهم حتما سعی می کنم در سال 89 که نام تغییر و نوآوری را بر آن نهادم بر ای دست یابی به این مهم تلاش بیشتری بکنم.
به این نتیجه رسیدم که آرشو موضوعی وبلاگم در حد همین شش موضوع اصلی باشد و بخشهای دیگر زیر مجموعه اینها باشند .
تا عید چند روزی مانده و خانه تکانی خواهم کرد ، خانه تکانی ای بس عظیم و ... حذف چند عنوان از موضوعات آرشیو و تغییر نوشته معرفی وبلاگ گامهای اول بودند  . عیده بابا خونه تکونی لازمه

تجربه من - 3

پله پله تا ثبت شرکت در اداره ای ایرانی
 
مرحله سوم :
پس از انجام دو مرحله  قبل و بررسی مدارک توسط اداره ثبت ( ثبت شرکتها ) تعدادی نامه با مهر و امضای رئیس اداره به شما تحویل داده می شود و شما بایستی آنها را با توجه به عنوانشان به اداره مربوطه ببرید و کارهای لازم را در اداره مربوطه به انجام برسانید ، این ادارات عبارتند از ؛ دارایی ، بازرگانی ، بانک مربوطه ( همانجایی که حساب باز کرده اید ) ، اداره ارشاد برای چاپ آگهی ثبت شرکت در روزنامه محلی و اداره پست برای ارسال نامه به دفتر روزنامه رسمی کشور

پس از این سه گام شما موفق شده اید شرکت خود را ثبت کنید ، با آرزوی موفقیت برای شما و شرکتت مطبوعتان.

این بود داستان و یا بهتر بگویم آموزش چگونگی ثبت یک شرکت در اداره ثبت.

بزودی...

آموزش معماری داخلی در سال 89 با مجموعه ای به نام ؛

  درسنامه معماری داخلی در همین وبلاگ 
  درسنامه معماری داخلی در همین وبلاگ 

  درسنامه معماری داخلی در همین وبلاگ

خانه تکانی

آدمی هر روز با اتفاقات عجیب و غریب با چیزهای نو برخورد می کند و گاهی چیزهایی را می بیند که همیشه به راحتی از کنارشان عبور میکرد اما اینبار بیشتر جذبشان می شود برخورد با چیزهایی مثل گبه ، اوریگامی ، زندگی ، خانه ای که یک معمار طراحی می کند ، طوفان ذهنی و مقدمات طراحی برای من در روزهای اخیر اتفاق افتاد و مرا اینبار به اندیشه در باره آنها وا داشت ، به این اندیشه که بخشی دیگر شاید جایش اینجا در محدوده خانه مجازی من خالیست و شاید نامش نگاه روز باشد!!!
می خواهم که در باره این برخوردهای بیشتر بخوانم و بنویسم تا دیگران را با این اتفاقهایی که برایم جالب بوده آشنا کنم ، می خواهم وبلاگم پویا تر و فعالتر از سالهای قبل زندگی اش باشد.
می خواهم سال 89 را متفاوت آغاز کنم متفاوت پیش ببرم و به پایان برسانم پس نیاز به یک خانه تکانی مشتی دارم باید به فکر یک تغییر اساسی در اینجا باشم .
سال 89 را سال تغییر و نوآوری نامگذاری می کنم .
با برنامه و مدیریت زمان و تغییر نگاه و دیدگاه به سالی سرشار از موفقیت و پیروزی و سربلندی می اندیشم

از برنامه ای که اعلام کرده بودم دو گام به جلو رفتیم و در پست های آینده به مطالب زیر خواهیم پرداخت ؛
1) مطلبی درباره فرهنگ
2)اولین بخش درسنامه معماری داخلی

بوی سال جدید و بهار دارد به مشام می رسد همه به دنبال انجام کارهای عقب مانده خود هستند تا در روزهای باقی مانده از سال عزیز 88 آنها را به انجام برسانند در این میانه که همه در حال دویدن هستند بهتر است لختی نشست و به این اندیشید که سالی که گذشت را چگونه به پایان می بریم آیا از این سال طرفی در بسته ایم یا ...
قدری به خودمان ، کارهامان و آینده ای که در راه است بیاندیشیم .



آموزه های کارگاه فهم خانه - 4

خانه و شهر
خانه بایستی در یک بستر جای بگیرد . رابطه خانه و شهر چگونه خواهد بود؟
خانه و شهر از کجا تا ناکجا ؛ دو مفهوم ، مقیاس و نیاز
در شهرهای ما سلسله مراتب اجتماعی در فضاهای شهری رعایت می شده است.

خصوصیات خانه ایرانی ؛
حضور همزمان سه گونه فضای باز،بسته و پوشیده در خانه
طیف متنوع فضا از خصوصی تا عمومی
انعطاف پذیری فضا  ( چند عملکردی بودن و ... )
فقدان غلبه اشیا بر سازمان فضایی خانه
حضور آب و گیاه و لمس آن

معماری ؛ سازمان یابی آگاهانه فضا ( آگاهی از سرزمین ، زندگی  و معنا)
ساختن بدون معماری خانه را به واحد مسکونی بدل می کند .

هویت امضای شهر است ، به شهر می گوییم آنجا ، آنجا جاییت دارد .
برای استقرار فضا و جا انداختن آن از لفظ خانه بهره می بردیم ؛ مثل آشپزخانه ، عکاس خانه و ...

بادگیر دیگر راه حل امروز ما نیست ؛ آن اندیشه ای که جلوه ای معمارانه برای ورود باد به فضا ایجاد کند راه حل امروز ماست.

استفاده از الگوهای تجربه شده فضایی توصیه می شود چراکه ؛ حذف ایوان حذف شیوه ای از زندگی است.

" یک تقلید خوب بهتر از یک خلق بد است " استاد پیرنیا

ویژگی یک الگوی خوب : فرم ، مضمون ، حالت
مثل تشخیص آندره گدار در موزه ایران باستان
الگو را از حوزه شکلی به حوزه معنایی (مثل شیوه زندگی) انتقال دهیم تا قابل پذیرش باشد .

ناهنجاری ها در درون ما نهادینه شده است ، باید بدانیم که انسان بین صفر و یک حرکت نمی کند بلکه در مسیری رو به جلو حرکت می نماید . با یافتن خود و به خود رسیدن و تحول درونی است که می تواند تحول بیرونی محقق شود .
تلاش کنیم زندگی از آن کیفیتی  که ممکن است برخوردار باشد.برای ایجاد کیفیت عالی نیازی به وسعت نیست ، الکساندر می گوید کیفیت بی نام را در کلبه می بینیم ولی در قصر نه.
زشتی های موجود در شهر حاصل جهل ماست نه بی پولی .
معماری باید از متن زندگی مردم بر آید و به آن بازگردد ، معماری جریانی یک طرفه نیست و نبایستی برای زندگی مردم تصمیم بگیرد و به شیوه زندگی مردم فضایی را تحمیل کند.

نوع توجه ما به عالم تجربه را می سازد
 

آموزه های کارگاه فهم خانه - 3

خانه و طبیعت
- نگاه انسان به عناصر طبیعت باعث می شود یک دسته از عناصر موهبت باشد و دسته دیگر تهدید . در واقع می توان عناصر طبیعت را ویژگی دانست ( نعمت و نهبت نسبی است و بستگی به آدمی دارد )
- نوآوری بدون عبور آگاهانه از سنت امکان پذیر نیست.
- تکلیف هنرمند تبدیل محدودیت به امکان است
- ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی نباید کوتاه مدت باشد بلکه بایستی با آن زندگی کنیم و آنرا خصوصی خود کنیم (حیاط خانه)
طبیعت آیه ای الهی است و عناصر آن نشانه های خداست و حضور آن در خانه موجب یاد خدا می شود و بهشتی کوچک درون خانه ایجاد می کند.
طبیعت سجده گاه انسان است ( با دیدن و به فکر فرو رفتن )
و حیاط تجلی گاه حضور طبیعت در خانه است ( حیاط خصوصی بدون دید دیگران چرا که در غیر اینصورت آّب و  درختان از آن ما نیست و همچون پارکی عمومی است )
زندگی ما در جسم خانه هامان حبس شده ، مبلمان ما پشت به حیاط است و ما رو به حیاط نداریم ، ما فقط کالبد حیاط را ایجاد می کنیم و این کالبد فاقد حیات است.
- مسکن جایی است که آدم در آن آرام می گیرد ؛ زمین ، مسکن کل (شهر) ، مسکن جز (خانه)
                                                                                                       "از کتاب ذخیره جرجانی"