خانه و شهر
خانه بایستی در یک بستر جای بگیرد . رابطه خانه و شهر چگونه خواهد بود؟
خانه و شهر از کجا تا ناکجا ؛ دو مفهوم ، مقیاس و نیاز
در شهرهای ما سلسله مراتب اجتماعی در فضاهای شهری رعایت می شده است.

خصوصیات خانه ایرانی ؛
حضور همزمان سه گونه فضای باز،بسته و پوشیده در خانه
طیف متنوع فضا از خصوصی تا عمومی
انعطاف پذیری فضا  ( چند عملکردی بودن و ... )
فقدان غلبه اشیا بر سازمان فضایی خانه
حضور آب و گیاه و لمس آن

معماری ؛ سازمان یابی آگاهانه فضا ( آگاهی از سرزمین ، زندگی  و معنا)
ساختن بدون معماری خانه را به واحد مسکونی بدل می کند .

هویت امضای شهر است ، به شهر می گوییم آنجا ، آنجا جاییت دارد .
برای استقرار فضا و جا انداختن آن از لفظ خانه بهره می بردیم ؛ مثل آشپزخانه ، عکاس خانه و ...

بادگیر دیگر راه حل امروز ما نیست ؛ آن اندیشه ای که جلوه ای معمارانه برای ورود باد به فضا ایجاد کند راه حل امروز ماست.

استفاده از الگوهای تجربه شده فضایی توصیه می شود چراکه ؛ حذف ایوان حذف شیوه ای از زندگی است.

" یک تقلید خوب بهتر از یک خلق بد است " استاد پیرنیا

ویژگی یک الگوی خوب : فرم ، مضمون ، حالت
مثل تشخیص آندره گدار در موزه ایران باستان
الگو را از حوزه شکلی به حوزه معنایی (مثل شیوه زندگی) انتقال دهیم تا قابل پذیرش باشد .

ناهنجاری ها در درون ما نهادینه شده است ، باید بدانیم که انسان بین صفر و یک حرکت نمی کند بلکه در مسیری رو به جلو حرکت می نماید . با یافتن خود و به خود رسیدن و تحول درونی است که می تواند تحول بیرونی محقق شود .
تلاش کنیم زندگی از آن کیفیتی  که ممکن است برخوردار باشد.برای ایجاد کیفیت عالی نیازی به وسعت نیست ، الکساندر می گوید کیفیت بی نام را در کلبه می بینیم ولی در قصر نه.
زشتی های موجود در شهر حاصل جهل ماست نه بی پولی .
معماری باید از متن زندگی مردم بر آید و به آن بازگردد ، معماری جریانی یک طرفه نیست و نبایستی برای زندگی مردم تصمیم بگیرد و به شیوه زندگی مردم فضایی را تحمیل کند.

نوع توجه ما به عالم تجربه را می سازد