دو
شعر از جبران خلیل جبران
دلو را افکندم
دلو خود را با دیگر دلو ها افکندم و گفتم :
شاید به آب رسم
دلو خود را با دیگر دلو ها بالا کشیدم لیک
جز آرزوهایم
چیزی دیگر نیافتم.
نور وسکوت
اگر دیده نبود
نور
تاریک
می شد
اگر گوش نبود
صدا
خاموش
می شد
شعر از جبران خلیل جبران
دلو را افکندم
دلو خود را با دیگر دلو ها افکندم و گفتم :
شاید به آب رسم
دلو خود را با دیگر دلو ها بالا کشیدم لیک
جز آرزوهایم
چیزی دیگر نیافتم.
نور وسکوت
اگر دیده نبود
نور
تاریک
می شد
اگر گوش نبود
صدا
خاموش
می شد
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 13:23 توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور
|
این وبلاگ متعلق به پرهام شکوهی و مائده ضیاپور است.