مدتی بود می خواستم این مطلب رو بنویسم و به صدا در آمدن زنگ گردشگری در مدارس کشور(6/7/87) بهانه خوبی شد برای نگارش این مطلب.

چندی پیش یکی از دوستان از سفر تفریحی یا به اصطلاح تور گردشگری تایلند بازگشت و از رهآورد این سفر آنچه برایم بازگو کرد برای آنها جای تحسین و برای ما جای تاسف و اندوه فراوان داشت البته کیست که ککش هم از این ننگ های بیشمار بگزد؟؟

چیزهای جالبی بود که برایتان بازگو می کنم :

مهمترین آنها لبخند زدن مردمش به توریست ها بود با روی گشاده از میهمانان کشورشان پذیرایی می کردند در حالی که مردم ما به یکدیگر هم لبخند نمی زنند!!

فکر می کنید جاذبه های گردشگری آنها چیست که سالانه این همه توریست را به خود فرا می خواند و صنعت توریستشان روز به روز در حال پیشرفت است؟؟

شهرکی پر از ماکت بناهای مشهور سراسر دنیا مثل همین تخت جمشید خودمان و....

شهر بازی و باغ وحش و آکواریوم و تعدادی معبد مشابه هم و کاخ سلطنتی که اکنون خانواده سلطانشان در آن زندگی می کنند ولی مردم از آن بازدید می کنند و عکس می گیرند در حالی که در کشور ما عکس برداری از موزه ها که اصلا برای همین کار هستند ممنوع است (یه مطلبی هم در ذهن دارم در باب موزه ها که به زودی می نویسم)

استفاده از هنر نه از نوع متعالی اش برای جذب توریست کار جالب دیگری است که آنها انجام می دهند. برگزاری نمایشها و شوهای موزیکال لحظات مفرحی را برای توریستها فراهم می کند، نقاشهای خیابانی که از شما و یا برای شما روی کاغذ و بلوز و... نقاشی می کنند و عکاسانی که به محض ورودتان به هر مکانی از شما عکس می گیرند و هنگام خروجتان به شما می فروشند و صنایع دستی که هرگز به پای زیبایی مال ما نمی رسد و ......

جزیره مرجانی و شهری شبیه ونیز ولی نه به آن زیبایی و با معماری بومی همان جا و...

و از همه خجالت آورتر البته برای ما (با این همه داشته و پتانسیل با لقوه برای توریسم) اینکه آنها از فاحشه ها و کاباره ها هم برای جذب توریست استفاده می کنند اصلا منظورم این نیست که ما هم چنین کنیم نه آنها چون چیزی ندارن از این ترفند ها استفاده می کنند ولی ما که داریم!!!

اینها هستند چیزهایی که این همه توریست را به خود می خواند در حالی که بسیاری از ما این کشور را شاید قبول نداشته باشیم ولی آنها در توریسم با هیچ دارند به همه چیز می رسند این جای تحسین دارد.

ما با این همه فرصتهای گردشگری و امکانات متنوع هنوز در ضعف به سر می بریم و فقط حرف می زنیم و طرح وبرنامه و بودجه ها هستند که بیهوده به هدر می روند.

ما آثار باستانی بسیار و متنوعی از قبل از تاریخ تا دوره اسلامی و بعد از آن داریم ، ما توانایی داشتن معماری روز وجدید که جلب توریست می کند را داریم (نکته جالب اینست که بدانید کیش خیلی قبل تر از دبی قرار بود از دبی امروز بهتر باشد ولی...

امروز دبی با گذشت حدود 20 سال از تصمیم برای آبادانی اش مدرنتر و پر طرفدارترو جذاب تر و توریست پذیر تر  از تهران 200 ساله و کیش ماست . آنها بهترین معماران جهان را برای ساخت بناهای جدید در شهری که 20 سال پیش بیابان بود دعوت کردند و از نام وتوان آنها بهترین بهره را بردند و با برنامه ریزی دقیق و اجرای آن به هدفشان رسیدند میدانید چرا؟ چون آنها فقط به فکر مصالح خودشان و پر شدن جیب خودشان نیستند آنها به هموطن و کشور خود هم می اندیشند ولی ما از معماران مطرح خودمان هم به زور استفاده می کنیم و شاید حتی به بهانه های واهی از کشور می رانیمشان و طرحشان را رد می کنیم و فقط به فکر خودمان و جیب مبارک هستیم و همین است که در این شاخه از صنعت پول ساز توریسم به جایی نمی رسیم،تازه در چیزهایی هم که داریم به جایی نخواهیم رسید وای به حال آنچه که نداریم...) ، ما اکوسیستم هایی داریم که می توانند به راحتی جذب توریست کنند جنگل(قدیمی ترین جنگلهای جهان،جنگلهای هیرکانی مثل جنگلهای شمال وجنگل ابر شاهرود،جنگلهای حرا و ...) ، دریا ،دریاچه ، تالاب (مثل انزلی واستیل و...) ، کوه (مثل دماوند ودنا و...) ، کویر (مثلا استفاده ای که از کویر در دبی می کنند؛ تورهای کویر نوردی) ، ما روستا هایی داریم که می توانند برای هر توریستی جالب باشد که شبی در آنجا اقامت کنند (نمونه های خیلی مشهورش ؛ابیانه ، ماسوله ، کندوان ، میمند و آنها که نا آشنا تر هستند ؛ مجن (ماسوله کویر) ، طرود ، ملخونیک و....)

ما شهر هایی داریم که از هر حیث برای توریستها جذاب ودیدنی هستن (اصفهان،یزد و....) و شهرها و بناها و زیارتگاههای مذهبی(مشهد وقم و قره کلیسا و زیارتگاه چک چک و....) که برای جذب توریست مذهبی کمک می کند و بسیاری جنبه ها وداشته های دیگر و چیزهایی که به آسانی می توانیم داشته باشیم ولی نداریم و داشته هامان را هم داریم نابود می کنیم چه از اکوسیستمهایی که هر روز خبر ساخت جاده وریل و پالایشگاه و فضلاب صنعتی و... در کنارشان تنمان را می لرزاند چه آثار باستانی و شهرهای خوبمان که چوب نوسازی و توسعه و پیشرفت تنشان را سیاه و کبود کرده و جان و رمقی برایشان نمانده و چه روستاهایی که برای پیشرفت شهرشان می کنیم و ...

ما فقط به گذشته ای افتخار می کنیم که داریم نا بودش می کنیم و اگر به خودمان نیاییم دیگر همین 2-3 توریستی که هر ساله به خاطر آنچه ازگذشته مان شنیده اند( چون ما که نه اطلاع رسانی درستی می کنیم و نه در اینترنت و رسانه و نشریات آن طرف آبی سعی در جذب توریست. فقط انتظار داریم خودشان بو بکشند و بیایند و پول خرج کنند و ما صنعت توریسم دار بشویم!!) هم دیگر به ایران ما نمی آیند.فکر می کنم تمام دنیا ایران را فقط و فقط با اصفهان ونهایتا یزد میشناسند البته شاید جز اینها تک آثاری مثل تخت جمشید و... را هم بشناسند البته اگر اهل تاریخ باشند.

ما برای داشتن یک صنعت توریسم موفق بایستی اول از خودمان شروع کنیم لبخند زدن کار خیلی سختی نیست یک توریست هم مثل ما آدمی است از کشوری دیگر اینقدر مثل آدمهای فضایی انگشت به دهان نگاهشان نکنیم که فکر کنند بی فرهنگیم!! اخلاق خوب مردم ما باعث جذب توریست بیشتر میشود ، فکر نکنیم حالا که این توریست آمده باید سر کیسه اش کنیم چون دیگر نمی آید نه خیر اگر کمی منصف باشیم او مطمئنا کسان دیگر را به آمدن به اینجا ترغیب می کند اگر نه.....

ما خودمان باید اول یاد بگیریم که سفر فقط خوردن و خوابیدن و خوشگذرانی و عکس گرفتن با چیزهایی که نمیدانیم چیست نیست بلکه به قول مولانا « بسیار سفر باید تا پخته شود خامی » سفر برای شناخت گذشته ، تاریخ ،بزرگان،مکانی جدید و... است که در نهایت منجر به شناخت خودمان می شود تا قدری پخته تر از روزهای قبل از سفرمان شویم.

ما باید یاد بگیریم که همه جاهایی که به عنوان مقصد یا بخشی از سفر ماست مال ما ، دیگران و آیندگان ماست پس به بهترین نحو از آن مراقبت کنیم تا خدشه ای به آن وارد نشود ؛ بفهمیم که دیوار تخت جمشید برای نوشتن یادگاری نیست و درک کنیم اگر مثلا یک کوزه را در موزه لمس کنیم هیچ چیزی به داشته هامان اضافه نمی شود و بدانیم که اگر زباله را در جنگل و کوه ودر ودشت رها کنیم باعث نابودی آنجا میشود و دیگر خودمان هم نمی توانیم از آن بهرمند شویم و ...

بعد از آنکه مردم خودمان را با فرهنگ سازی (که این روزها مثل شعار دادن شده ولی واقعا به آن نیاز داریم) درست کردیم در گام بعدی باید زیر ساختها وبستر های مناسب رافراهم کنیم امنیت ، آرامش ، رفاه و... لازمه جذب توریست است در قدم دیگر  به اطلاع رسانی و دعوت از دیگران  اقدام کنیم و بخواهیم که به کشورمان بیایند(خود شما اگر کسی از شما دعوت نکند به خانهاش بروید واگر ندانید به کجا می روید گام در آن خانه می گذارید؟؟ فکر نمی کنم)

بعد از این کارها با آمدن توریستها به کشورمان زمان عمل است ....

به امید روزی که ما هم صنعت توریسم قوی و موفقی از هر نظر داشته باشیم.