همایش شهر برتر طرح برتر
تعطیلات آخر هفته گذشته را در همایش بین المللی شهر برتر طرح برتر همدان سپری کردم همایش خوبی بود و به لحاظ علمی مطلوب . کار خوبی که صورت گرفته بود انتخاب مقالات برتر از میان مقالات ارائه شده به همایش بود برای ارائه به صورت سخنرانی بود و این خود موجب ایجاد زمان بیشتری برای پرسش و پاسخ بود و بعلاوه زمانی برای برگزاری سخنرانی های علمی از طرف اساتید حاضر فراهم می کرد.مطالب جالبی در باب شهر و طراحی شهری مطرح شد که اگر از این مطالب در بخش اجرایی شهر استفاده شود شهرهای ما جذابیت زیادی کسب خواهند کرد.
برخی از جملاتی رو که به نظرم جالب اومدن و شاید درسهای بزرگی در پس اونها نهفته باشه رو یادداشت کردم ....:
* یک ممار و شهرساز برای طراحی باید به گذشته محل( عکسها و مستندات ) مراجعه کند حتی اگر در آن معماری نباشد. "دکتر هلفروش"
* معماری ، همسایگی ،شهر و اطراف آن عوامل تاثیر گذار در طراحی و برنامه ریزی شهری است. "دکتر هلفروش"
* معماری ما در خلاء بی پرسشی است نه بی پاسخی....
* معماری فرزند خلف جامعه خود است...
معماری مکعبی نمای شهری را دوبعدی می کند ، معماری در عرصه عمل تنها دو بعد ارائه می کند در حالی که در مبانی نظری خود به بعد چهارم هم توجه می کند ، با توجه به اینکه مترمربع تنها معیار سنجش معماری است دیگر جایی برای کیفیت باقی نمی ماند. "مهندس سیاوشی"
*مکان جنبه عمیق و پیچیده تجربه انسان از دنیاست.
*تبدیل یک شهر به دو شهر شب و روز با نورپردازی امکان پذیر است ، پرسپکتیو هایی که با نورهای خاص در شب دیده می شود در روز قابل رویت نیستند...
*جواب هر مشکلی حتما در همان محل یافت می شود...(پس ما برای حل مشکل معماری مان نباید به دست غرب و شرق بنگریم تا راه حلی برای ما ارائه کنند خودمان و معماری گذشته مان راه حل این مشکلاتمان است باید آنرا بیابیم)
خانه ساخته میشود حتی اگر ما آنرا نسازیم (در کنار این جمله عکسی بود از خانه ای به اندازه یک تخت که یک فلسطینی برای خودش ساخته بود و هتلی در ابیانه که کاملا برخاسته از ذهن یک فرد عامی بدون تحصیلات معماری بود و چه زیبا تمام اصول معماری اقلیمی و پایدار و سبز در آن رعایت شده بود البته مطمئن باشید از سر آگاهی از این اصول نبوده ...) "دکتر ناصر گلزاری"
بعد از دو روز
از این همایش درسهای زیادی گرفتم ؛
معماری ما اسیر سردرگمی و بی پرسشی است و بایستی ابتدا پرسشهایی برایش مطرح شود و سپس در متن جامعه ، گذشته ، تاریخ و معماری قدیمی خودمان به دنبال پاسخهای درست و خودمانی برایش بگردیم.
شهرهای ما دارند راهی نادرست را که دیگران رفتند واز آن پشیمانند به سرعت طی می کند از تهران گرفته که بزرگترین است تا کوچکترین شهر هامان دارند اسیر ماشینیسم و بی هویتی می شوند ، دارند برای مردمشان به مکانهایی بی تفاوت تبدیل می شوند ، خوابگاههایی که هیچ حس تعلقی برای مردم ایجاد نمی کنند ، شهرهایی که به بهانه رشد(چون شهرها موجودات زنده اند ) و توسعه خود خاطرات جمعی و فردی ، گذشته ، تاریخ و بافت قدیمی را زیر پاهای خود له می کنند غافل از اینکه به زودی پشیمان می شوند ، شهر هایی که با کشیدن خیابانی از میان محله ای قدیمی آنرا به دو نیم تبدیل می کنند و بدین سان مشکل ترافیک خود را حل می کنند غافل از این که این اتفاق ساده روی کاغذ طراح شهری چه تبعات اجتماعی ای به همراه خواهد داشت و موجب از رونق افتادن مکانی ، از بین رفتن عادتی ، نابودی پاتوقی و... میشود ، شهرهای ما در شب در چنگال تاریکی راهی جز خوابیدن ندارند،شهرهای ما شبها مرده اند و در روز جای سرعت و سردرگمی و...
ما از شهرهایمان خاطره های جذاب و به یاد ماندنی نداریم ، ما در شهرهایمان آسایش و نظم را حس نمی کنیم ، ما به شهر هامان تعلق خاطر نداریم ، شهر های ما در اختیار ماشینها هستند و گاهی فراموش می شود که انسان در شهر زندگی می کند و فرصتهای برابر برای انسان و ماشین وجود ندارد ، ریه های شهر مان از اکسیژن خالی است و دارد از نفس تنگی می میرد ولی از سر غیرت پا برجاست فضای سبز و طبیعت به عنوان خواستگاه انسان در شهر ما جایش را به برجهای بد قواره میدهد که در آنها مقیاس انسانی به دست فراموشی سپرده شده دلم می خواست می فهمیدیم همه چیز این دنیا در بهره مالی خلاصه نشده...
شهر ما دیگر مکان امن و آسایش ما نیست هر گاه کوچکترین فرصتی دست دهد از شهرمان می گریزیم و به دامن طبیعت و آثار باستانی (خانه های قدیمی ) پناه می بریم ، چرا دیگر حسی را که در محله فهادان یزد و... تجربه می کنیم را در شهر هامان درک نمی کنیم ؟؟؟
شهر ما دچار مشکلات زیادی است مثل معماری مان و بایستی هر دو را درمان کرد هر چه سریعتر تا مشکل از این حاد تر نشود باید عجله کرد آخر گاهی اوقات خیلی زود دیر می شود ...
این وبلاگ متعلق به پرهام شکوهی و مائده ضیاپور است.