در باب اسکیس 87
5شنبه 3/5/87 - ساعت 8:30 صبح - دانشگاه علم وصنعت ایران....
اسکیس معماری و چه موضوعی!!! یه تالار چند منظوره و چه منظورهایی فکرشو بکنین برگزاری مراسم وهمایشهای مذهبی،برگزاری تئاتر و تعزیه و پخش فیلم،گالری برای برگزاری نمایشگاه و در نهایت محلی برای برگزاری گرد همایی های محلی.
واقعا به نظر شما چه منطقی پشت طرح این موضوع بود.....؟؟؟
من هیچی شما که از معماری چیزی درک می کنین بگین کاربری های کاملا متفاوت چه جوری می تونن زیر یه سقف جمع بشن ؟؟؟
تعزیه با سن مرکزی و چیدمان دایره ای و تئاتر با سن یک سویه و چیدمانی با گرایش به سمت آن و سایتی محدود (12*26 متر) که از سه طرف همسایه آنرا احاطه کرده بود و مانع از جدایی کاربریها می شد چه در حقیقت موضوع مطروحه آنها را با هم می طلبید که به نظر بنده منطقی نبود.....
و محدودیت های فوق ضربه ای به خلاقیت بود و در نهایت آنچه برای ارائه خلاقیت می ماند یک نما بود و بس...
حتی جزء خواسته های طرح پرسپکتیو هم نبود که موجب شناسایی بیشتر کار می شود چون در واقع نیازی به آن نبود.
البته بودند دوستانی که بدون توجه به خواسته های طرح پرسپکتیو می زدند و آنچه را که ملکه ذهنشان شده بود (به نوشته ام در باب اسکیس و کلاسهایش توجه کنید) را روی کاغذ می آوردند.
البته طراح اسکیس با تاکید گفته بود که کارهای خارج از مقیاس و خواسته ها ، کارهایی که کاغذ بچسبانند و از پشت مقوا استفاده کنند مورد ژوری قرار نمی گیرند. باید دید.....
تازه بعد از همه اینها توی شیت حتی محل کشیدن پلان و نما و مقطع رو مشخص کرده بودند اونهم با یک کادر مشکی قوی یعنی شیت بندی ،راندو ،ترکیب بندی و... مردند .....!!!
جالب ترین نکته اسکیس جمله ای بود که واقعا منفجر کننده بود: " پلان ومقاطع را به روش ترسیم فنی ترسیم نمایید "
گویی طراح اسکیس یک مهندس عمران بوده نه معمار؟؟؟!!!
درست که معماری بازاری ما به واسطه نظام قطعه بندی خنده دارمان و محدودیت هایی که از نظر ابعاد و هم چنین به واسطه احاطه شدن توسط سه همسایه در اطرافمان تبدیل به طراحی نما شده ولی هم چنان می توان سایتهای آزاد و کاربری هایی را یافت که عرصه را برای خلاقیت باز می گذارند (معمولا طراحی فضاهای فرهنگی (طرح3) خلاقانه ترین حرف است) در حالیکه که اینجا جور دیگری برخورد شده بود به هر حال به نظر من امتحان اسکیس جای این شوخی های بی مزه نیست و این نشان از درک نادرست مفهوم این امتحان دارد....
در واقع هدف از اسکیس سنجش خلاقیت و توانایی طراحی خلاقه و معمارانه در زمان اندک است و از یک معمار که در شرف ورود به مقطع کارشناسی ارشد است انتظار می رود که از چنین آزمونی سربلند بیرون بیاید نه از آزمون ترسیم فنی و طراحی یک نما....
انتظار اینست که دانشجو به لحاظ مبانی نظری و ایدئولوژی،قدرت دست آزاد،حجم شناسی و قدرت تداخل مناسب و شکیل احجام،تبدیل مبانی به معماری (روند رسیدن از ایده به فرم و حجم)،فرآوری فرم، اقلیم شناسی و طراحی منطبق با آن و در نهایت ارائه و تفهیم کار به مخاطب به زبان تصویر(مدارک،پرسپکتیو،رندو و شیت بندی) و.... سنجیده شود و در صورت داشتن این توانایی ها اجازه ورودش به مقطع بالاتر داده شود.
متاسفانه گویا هدف اسکیس گم شده است
ترسم از اینست که سالهای بعد اسکیس را هم به صورت تستی برگزار کنند.گویا هدف تربیت معماران حفظی است که فقط یک سری کتاب و جزوه و اطلاعات را حفظ کرده اند و فاقد قوه خلاقه هستند،امتحان اسکیس امسال که گویی پیشوازی بود برای کشتن خلاقیت...
تا ببینیم چه کسی این خنجر را از پشت در بدن نحیف معماری مان فرو می کند!؟؟
شاید هم کسی پیدا شود و این بیمار رو به موت را احیا کند،یعنی ممکنه....
این وبلاگ متعلق به پرهام شکوهی و مائده ضیاپور است.