سلامی به گرمای یه لیوان چای داغ توی یه روز برفی

یادم میاد یه روز یه دوستی بهم پیام کوتاه داده بود که داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه استکان چای تو یه روز برفی درسته هوا رو گرم نمی کنه ولی وجود تو رو گرم می کنه.امروز که داشتم از فرصت بدست اومده حاصل از عقب افتادن امتحانا استفاده می کردم و زیر کرسی نشسته بودم با خودم گفتم بهتره یه کتاب مطالعه کنم رفتم و گشتم و یه کتاب پیدا کردم و خووندم بد ندیدم اونو به شمام معرفی کنم تا اگه علاقه داشتین بخوونین اسم کتابش اینه:

تمام کودکان جهان شاعرند-این کتابو که یه مجموعه شعر از چند تا شاعر به نام جهان مثل نزار قبانی/مارکوت بیگل/ناظم حکمت/فدریکو گارسیا لورکا/پل الوار/شیرکو بی کس و ویسواوا شیمبورسکا هست رو یغما گلرویی به فارسی برگردونده یا به قول خودش ترجمه آزاد کرده یعنی برداشت خودشو از شعر اونا نوشته البته مطمئنا جوانب امانتداری رو رعایت کرده یه مقدمه جسورانه هم نوشته که خیلی باهاش حال کردم اینم یکی از شعرای همون کتابه:

دوستت دارم

چون نان و نمک

چون لبان گر گرفته ی تب دار

که نیمه شب در شهوت قطره ای

به شیر آب می چسبند!

دوستت دارم

چون دقایق شک

انتظار و دلواپسی

هنگام گشودن بسته ای بزرگ

که از درون آن بی خبری!

دوستت دارم

چون اولین سفر با هواپیما

بر فراز اقیانوس!

چون هیاهوی درونم

لرزش دل و دستم

در آستانه ی دیداری در استانبول!

دوستت دارم

چون گفتن : شکر خدا!زنده ام!                           ناظم حکمت

امیدوارم بخونین و لذت ببرین.خوش باشین با این هوای سرد و برفی من که دارم یخ می زنم آخه گازمون قعطه.....

به امید یه روز دیگه که بازم بتونم چیزی بنویسم که شاید یکی ازش خوشش بیادو ازش استفاده کنه