دانشگاه مازیار - 11
برای ادامه فرآیند آموزش و کمک به شما برای بهتر دیدن دنیای اطرافتان و موفقیت در ارائه پروژه نهایی اولین قسمت مطالب را برایتان می گذارم:
هنر و زيبايي
·هنر را به دو بخش تقسيم كرده اند : هنر خوب ( قابل درك براي مردم )
هنر بد ( قابل درك براي عده اي خاص )
·هنر يكي از شرايط حيات بشري است نه وسيله اي براي كسب لذت چرا كه در اين صورت حركاتي مثل ژيمناستيك و شعبده بازي هم كه سازنده هنر نيستند را مي توان هنر شمرد و برعكس منظره اي غم انگيز كه با توصيفي شاعرانه در شعري بيان مي شود هنر شمرده نمي شود.
·هنر وسيله اي براي ارتباط ميان انسانها است .
·هنر مانند زبان براي ارتباط با ديگران است با اين تفاوت كه توسط كلام افكار خود را و توسط هنر احساسات را منتقل مي كنيم.
·فعاليت هنر بر بنياد اين استعداد انسان است كه انسان با گرفتن احساس انسان ديگر از راه شنيدن يا ديدن مي تواند همان احساسي را كه شخص بيان كننده و شرح دهنده تجربه كرده است ، تجربه نمايد .
·هنر آنجا آغاز مي شود كه انسان با قصد انتقال احساسي از خود آن را تجربه كرده است . بر انگيزش احساس در خويشتن و بيانش به واسطه علائم و نشانه هاي معروف و شناخته شده
·محصول حقيقي هنر فقط آن است كه احساسي نو را ، آن چنان احساسي كه تا كنون انسانها تجربه اش ننموده اند انتقال دهد.
·بارها خواندن ،ديدن و شنيدن يك اثر هنري براي فهميدن آن اما معني اين كار توضيح دادن و بيان كردن نيست بلكه تربيت كردن است و مردم را براي كارهاي بد هم مي توان تربيت كرد.
·انواع هنر ؛ محلي ،دستي ، صنعتي ، تجسمي ، ذوقي ، تخيلي
·آرمان هنر تعالي تبار انسان است . "احمد شاملو"
·انسان عبارت است از عقل و دست
دست براي ساخت ابزار و عقل براي جادو (دين ، علم و هنر ) "توماس اكونياس"
·نظريه هنر براي هنر سبب شكل گيري هنر مدرن شد
تحولات قرن 18 ، شكستن فرمهاي قديمي و پشت كردن به هنر سنتي ، تهي شدن هنر از مضامين ديني و معنايي
با به وجود آمدن گونه هاي مختلف هنر لزوم تعريفي براي آن احساس شد ؛ چگونه مي توان كوبيسم ، قطعه موسيقي جان كيج 4:33 سكوت را مي توان هنر اتلاق كرد!!
· افلاطون و كانت از جمله كساني بودند كه سعي در تعريف هنر كردند
كانت آغازگر علم زيبايي شناسي بود
براي تشخيص اينكه چيزي زيباست يا نه تصور را نه به كمك فهم و عينيت (object) بلكه به كمك تخيل (imagination) به ذهن نسبت مي دهيم.
براي فهم مفهوم زيبايي مثالي مي زنيم : در موزه اي از پشت ويترين سنگهاي قيمتي را مي بينيد ، سپس به قيمت آن مي نگريد و با خود مي گوييد آيا اندازه ،رنگ و شكل آن به اين قيمت مي ارزد !!
·رضايت از سه امر حاصل مي شود : زيبايي ، خير ، طبع
·هنري مفيد است كه در جهت تعالي انسان و تكامل او قدم بر دارد .
·زيبايي در خارج وجود مستقل ندارد ( مثل كوه ،انسان و ... ) بلكه در اشياي ديگر يافت مي شود ( مثل صدا و ... ) زيبايي جنس و فصل ندارد ( جنس و فصل خصوصياتي اند كه در تعريف حقيقي از يك شي بيان مي شوند مثل "حيوان" و "ناطق" در تعريف انسان ) در واقع مي توانيم بگوييم زيبايي قابل تعريف نيست بلكه قابل درك است و از ديدگاههاي مختلف متفاوت است .
·هنرمند كيست ؟
هنرمند كسي است كه توانايي بسط دادن و جمع كردن و انتقال احساس ، انديشه و زيبايي را دارد
هنرمند به فضای دوران خویش وصل میشود، به کمال و نسبت به آن حساسیت نشان میدهد و اثر خود را میآفریند. تا نیافریده نه میدانیم چیست و نه میتوانیم بگوئیم چه باید باشد.
منابع :
۱)سايتهاي ؛ آفتاب ، خانه طراحي ، انديشكده ديدبان
۲)هنرمند كيست ؟ بهرام دبیری ، روزنامه فرهنگ آشتی
۳)هنر چیست؟ نوشتة: لئون تولستوی ترجمة: کاوة دهقان
۴)زیبایی چیست؟ نوشتة: مهدی پرویزی
پی نوشت : مطالب نگاه معمارانه و ارائه نهایی را هم که در گذشته برایتان گذاشته بودم مطالعه کنید. تا هفته آینده که مطلبی دیگر برایتان می گذارم بدرود.
با آرزوی موفقیت برایتان
این وبلاگ متعلق به پرهام شکوهی و مائده ضیاپور است.