درس اول

تعريف معماري داخلي:

همانگونه كه براي معماري و ساير رشته هاي هنري تعاريف گوناگوني وجود دارد و هيچگاه نمي توان به يك تعريف جامع و كامل كه همه بر آن اتفاق نظر داشته باشند رسيد ( اين چند گانگي معنا و برداشتهاي شخصي خصلت هنر است ) شايد براي معماري داخلي هم تعاريف گوناگوني شنيده يا خوانده باشيد. قبل از اينكه تعريف خود را از معماري داخلي بيان كنم بايستي در مورد اينكه معماري داخلي درست است يا طراحي داخلي چند سطري بنگارم؛ در زبان انگليسي اين رشته interior design  خوانده مي شود و design به معني سامان بخشي ، نظم آفريني ، شكل آفريني انديشه ، برنامه ريزي و ... مي باشد كه اين معاني در مفهوم گسترده معماري نهفته است نه طراحي (البته اگر بخواهيم معناي تحت اللفظي را در نظر بگيريم طراحي داخلي خواهد شد) پس معماري داخلي لفظي درست تر است چراكه معماري معنايي گسترده تر از  طراحي دارد.

تعريف شخصي من از معماري داخلي : مديريت فضا است ، مديريت به معني سازماندهي ، نظام بخشيدن ، بهينه سازي و بهره وري و بازدهي بيشتر مي باشد ، اين كلمه را در معماري داخلي مي توان اينگونه معنا كرد‌: يك معمار داخلي توانمند بايستي توانايي اين را داشته باشد تا فضايي ايجاد كند كه در آن از حداقل فضا حداكثر استفاده شود ، هم چنين استفاده از حداقل منابع مالي براي رسيدن به بهترين و زيباترين و كاربردي ترين طرح ممكن يكي ديگر از توانمندي هاي يك طراح داخلي است ( آنچه در سيستم حاكم بر بازار كار امروز ايران معنايي ندارد و بهترين طرح همانا گرانترين آنهاست !!) اينها و مثالهاي ديگري از اين دست بيان كننده مفهوم مديريت در معماري داخلي است.

و اما كلمه دوم يعني فضا كه عنصر اصلي معماري داخلي است ، زماني كه از معماري داخلي سخن مي گوييم واژگاني چون تفكيك فضايي ، سازماندهي فضايي ، روابط فضايي ، فضاي امن و راحت و ... را بكار مي بريم كه همگي نمايانگر نقش مهم اين موضوع هستند ، معماري داخلي در ارتباط با فضاست كه معنا مي يابد و فضا مصالح و موضوع اصلي معماري داخلي  اين هنر و فني است كه با زندگي انسان رابطه اي مستقيم و انكار ناپذير دارد.

فضا به عنوان عنصر اصلي معماري داخلي چه تعريفي دارد؟
اين موضوعي است كه در درس دوم به آن خواهيم پرداخت.