دو نکته بعد از چند روز...
• نکته اول : نمی دونم این مملکت تا کی می خواد اینجوری به بیراهه بره!! وقتی می خوای برای دفتر معماری داخلی ات تبلیغ کنی و میری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برای تایید طرح بنری که قراره سطح شهر نصب بشه و بهت می گن پس کو مجوزت و وقتی میگی شرکتت ثبت شده ولی می گن باید مجوز دفتر تبلیغات داشته باشی تا بتونی کار معماری داخلی انجام بدی !!! از تعجب شاخ در میاری ، وقتی می پرسی (اصلا بگذریم از اینکه کانون تبلیغات را چه به معماری داخلی و اصلا ما نمی گیم معماری داخلی رشته مستغلیه مهندسیه و زیر مجموعه کانون تبلیغات نمی تونه باشه) خوب چه مدارکی لازمه برای کسب مجوز ؛ و می گن یکی از لیسانسهای مدیریت بازرگانی ، علوم اجتماعی و تبلیغات وبازاریابی را باید داشته باشی یا 5 سال سابقه کار در دفتر تبلیغات یا چاپخانه یا روزنامه دیگه فکر کنم یه جنگل شاخ روی سرت سبز بشه. نظام مهندسی هم تا جایی که من می دونم کاری به کار معماری داخلی نداره و مجوزی برای این دفاتر صادر نمی کنه پس حالا کسی که می خواد معماری داخلی کار کنه و از بد یا خوب روزگار گرافیست نیست و... چه باید بکنه؟؟؟ (باید اجرا کار یا فروشنده مصالح باشه یا دکور ساز و ... !!!)
• نکته دوم : در مجله هنر و معماری (شماره 13 ، تابستان 1388 ) در مقاله ای با عنوان پلی میان دیروز و امروز به قلم محبوبه شیرین بیان به بیان مطلبی پرداخت که خوب است یعنی بهره گیری از معماری و موتیف های سنتی معماری ایران که ایشان خانه های کاشان را به عنوان منابع یا مراجع خوب برای طراحانی که می خواهند به معماری داخلی خود هویت ببخشند معرفی می کنند و این بخش خوب ماجراست ولی بد موضوع اینجاست که در 3بعدی هایی که در این مقاله به عنوان نمونه گذاشته اندتزیینات موجود در خانه های کاشان را عین به عین تکرار کرده است اینهم به معنای تقلید است و به گمان من تقلید همواره بد و نادرست است حال می خواهد از معماری مدرن غرب باشد یا از معماری سنتی کاشان... می دانیم هر چیزی جایی و هر نکته مکانی / زمانی دارد پس اگر معماری مدرن مربوط به غرب بود و تقلید کورکورانه از آن نادرست به ظن من معماری سنتی کاشان هم مربوط به زمانی خاص است و تقلید کورکورانه از آنهم کاری اشتباه است. هویت بخشی به معماری داخلی با تقلید فراهم نمی شود بلکه با آموختن از گذشته و درس گرفتن از آنچه در گذشته درست بود حاصل می شود. نباید از گذشته الگو برداری کرد و آنرا اکنون تکرار کرد بلکه بایستی از مفاهیم آن بهره برد ، مفهوم را در معماری و معماری داخلی گذشته ایران درک کرد و آنرا امروزی کرد و به کار بست.هر زمانی شرایط خاص خود را دارد و با توجه به این شرایط معماری خاص خود را می طلبد ، شاید بهره گیری از کاهگل در زمانی بهترین راه حل برای پوشش یک دیوار بود ، شاید آینه کاری و منبت کاری در زمان قاجار مناسب ترین و شیک ترین راه برای تزیین داخل خانه ( دکوراسیون) بود ولی امروز نمی تواند آن جذابیت را خلق کند ، ما در یک خانه قدیمی کاشان احساس فوق العاده شگفتی داریم یک حس نوستالژیک جذاب که ما را با خود می برد به اعماق تاریخ ولی آیا بهره گیری از همان کاهگل در یک خانه امروزی برای صاحب خانه جذاب است،آیا نشان از هویت آن خانه دارد یا نشان کهنگی ؟؟ به گمانم می توان از گذشته،مصالح و موتیف های معماری و معماری داخلی آن استفاده بهتری کرد،کاهگل،گچبری و ... را می توان در بخشهایی از کار معماری داخلی استفاده کرد نه اینکه دیروز را دوباره ساخت. اینها به معنی مخالفت من با گذشته نیست من گذشته این خاک را دوست دارم و برایش احترام قائلم اما با تکرار عین به عین آن مخالفم ، من موافق درس گرفتن و انتقال مفاهیم آن معماری ام. نگاهی به کارهای استاد میرمیران و گوش سپردن به معماری ایشان و سخنانشان شاید راهگشایی برای بازگشت به معماری سنتی و بهره گیری از آن باشد . برنامه طلوع ماه(پخش شده از شبکه اول سیما با حضور مهندس میرمیران) را حتما تهیه کنید و ببینید شاید نحوه نگاهتان را به معماری ایرانی تغییر دهد.
این وبلاگ متعلق به پرهام شکوهی و مائده ضیاپور است.