زخمی دیگر بر تاریخ ایران
سنگهاي اکنابادي در کنار
سنگهاي صفوي
طرح ساماندهي پل خواجو در ابتدا مبني بر مرمت آب شستگيها وساختن يک بستر سنگي در حوضچه آرامش (سطح ابتدايي رودخانه، مقابل پل) براي کاهش عمق آب در اين قسمت از پل بود، اما سازمان ميراث فرهنگي اصفهان تنها به اين بسنده نکرد و با بيل وکلنگ اقدام به تخريب غيرکارشناسي پلههاي سنگي اين پل کرده است، به طوريکه پنج رديف از پلکانهاي سنگي را که به دليل قدمت وتاريخي بودن بخشي از هويت پل را ميسازند با هدف جايگزيني سنگ جديد به جاي سنگهاي آسيب ديده پياده کرده است. حال برخي از سنگها مربوط به عهد صفوي بوده و داراي علامت و کندهکاريهاي حجاران اين دوره از تاريخ است وآنچه اکنون در محل مرمت مشاهده ميشود دو نوع سنگ است، سنگهاي «اکنابادي» و تعدادي از سنگهاي قديمي که با رنگ سبز کدبندي شدهاند تا سر جاي قبلي خود چيده شوند. هراستاد مرمت يا کارشناسي که در پل خواجو حاضر ميشود از مشاهده تخريب پلههاي سنگي وااسفا سر ميدهد و از اين اقدام نابخردانه متحير ميگردد. کارشناسان مرمت معتقد هستند که حفظ هويت پل خواجو در هر قسمتي از پل از شرطهاي اصلي مرمت است و پياده کردن سنگ پلهها خواه سالم وخواه آسيب ديده صحيح نيست وحتي کدبندي کردن سنگها براي جايگزيني دوباره پازلي است که مانند روز اول ساخته نميشود. مهرداد کيهانفر،معاون سازمان ميراث فرهنگي اصفهان در پاسخ به اين پرسش که چرا سنگهاي پلهها به روش غيراصولي پياده شده است، به مرمت دهه 50 اشاره ميکند و ميگويد: تمام سنگها ارزش تاريخي نداشته، بلکه همان طور که عکسهاي هولستر نشان ميدهد برخي از سنگها در مرمت دهه 50 نيز تعويض و سنگهاي مقبرهاي از تخت فولاد جايگزين آنان شده است. همان طور که بيان شد در محل اجراي پروژه سنگهاي اکنابادي وجود دارد که قرار است جايگزين سنگهاي آسيب ديده شود و اين در حالي است که به گفته کيهانفر، مرمتکاران دهه 50 براي تعويض سنگهاي آسيب ديده از تخت فولاد سنگ آورده بودند يعني باز هم با وجود تعويض سنگ، قدمت و تاريخي بودن آن برايشان ارزش داشته و از سنگ اکنابادي در کنار سنگ تاريخي عهد صفوي استفاده نكردهاند. همچنين در اين خصوص يکي از کارشناسان مرمت آثار تاريخي که تمايلي به فاش شدن نام خود ندارد در گفتوگو با خبرنگار ما ميگويد: متاسفانه مسوولان سازمان ميراث فرهنگي تصور ميکنند که سنگ آسيب ديده پلهها را بايد حتما تعويض کنند وجاي آن سنگ نو بگذارند غافل از اينکه اين سنگها بخشي از تاريخ است و در مرمت بايد در انديشه حفظ اثر بود نه نو کردن آن، بازسازي تفکري است که شهرداري دارد و ميراث بايد با چنگ و دندان از يک اثر جهاني محافظت کند نه اينکه آن را به اسم مرمت به دست سازمان نوسازي وبهسازي شهرداري بسپارد. وي با اشاره به روش صحيح مرمت ادامه ميدهد: بايد براي سنگ آسيبديده اقدامات حفاظتي انجام داد تا آب درآن نفوذ نکندبه اين صورت که قسمتهاي آسيب ديده را خالي نموده وسنگي در همان قالب آماده وبه جاي اين قسمت قرار دهند.
ريشه بدون مشاور بيرون کشيده شد
جالب است اشاره کنيم که سال گذشته خبر ريشه دواندن يک درخت انجير در زيرقسمتي از سنگهاي پلکانهاي پل خواجو منتشر شد و معاون سازمان ميراث فرهنگي اصفهان در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد که اين ريشه حجم بزرگي از سنگهاي پلهها را به خود اختصاص داده وما نميتوانيم آن را به راحتي بيرون بکشيم زيرا پل آسيب ميبيند وبراي اين امر خطير نياز به مشاوري متبحرومتخصص داريم. اما در جريان مرمت اعلام شد که ريشه انجير نيز بيرون کشيده شده است، البته نگاهي به تخريب سنگها گوياي نحوه بيرون کشيدن اين ريشه است.
سنگهاي قديمي از کجا آمدهاند
نه تنها تخريب غيرکارشناسي پلهها مسالهساز شده بلکه از سوي ديگر سنگهايي قديمي با علامت کندهکاري شده نيز در سطح رودخانه مشاهده ميشوند که ارزش تاريخي دارند و هنوز مشخص نشده که اين سنگها از کجا آمدهاند؟ کيهانفر، معاون سازمان ميراث فرهنگي اصفهان اعلام ميکند که طي حفاريهاي خاک به اين سنگها رسيدهاند و قرار است آنان را به تخت فولاد انتقال دهند. اما سيدرضا طباطبايي، استادکار مرمت که 10 سال پيش خود بخشهايي از پل خواجو را مرمت کرده بود، ميگويد: اين سنگها باارزش است و ميتوان از آنان براي مرمت سنگفرشها يا حتي پلههايي که تخريب کردهاند استفاده كرد. اما متاسفانه به نظر ميرسد جداي از اهميت اينکه به راستي اين همه سنگ حجاري شده از کجا آمده است، سازمان ميراث فرهنگي اصفهان هنوز به ارزش آنان پي نبرده وتنها به ديد يک سنگ به آنان مينگرد زيرا برخلاف گفته کيهانفر مبني بر انتقال اين سنگها به تخت فولاد حتي تا روز گذشته اين سنگها در کنار سنگهايي که از معدن آوردهاند در بستر رودخانه رها بود و حتي سازمان از باستانشناسان براي بررسي اين سنگها دعوت نکرده است. در دو دوره متفاوت سنگهاي پل خواجو و بخشي از ديوارههاي آن مرمت شد اما با اين نگاه که هيچ سنگي از اين نگين انگشتري با ارزش اصفهان نبايد جابهجا شود، اکنون شاهد هستيم که سازمان ميراث فرهنگي اصفهان نه با همکاري استادکارهاي مرمت که براي اين بنا همچون فرزند خود دل ميسوزانند، بلکه با اجراي سازمان نوسازي و بهسازي شهرداري بخشي از هويت اين پل را از نو ميسازد.
در اصفهان تولد گوساله مهمتر از
پل خواجوست
خبرنگاران براي مصاحبه تماسهاي متفاوتي با کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي اصفهان ميگيرند و هر بار سازمان اعلام ميکند که از تهران به ما دستور رسيده در زمينه پل خواجو صحبت نکنيم. حال هر چند بيرون از سازمان هم کارشناسان و استادان صاحبنظر دانشگاهي حضور دارند،اما متاسفانه پس از هرگونه اظهار نظري آنچنان تحت فشار سازمان قرار ميگيرند که يا مصاحبه نميکنند يا راضي به ذکر نام خود نميشوند. به نظر ميرسد براي روزنامههاي محلي نيز ارزش تاريخي پل که هيچ بلکه ارزش اصفهان نيز به فراموشي سپرده شده آنچنان که خبر تولد يک گوساله در پژوهشکده رويان که براي چندمينبار اعلام شده را به انعکاس خبر در خطر بودن پل خواجو ترجيح دادهاند و همچنان در لاکهاي خود فرورفتهاند. البته تخريب سنگهاي با ارزش صفوي و نوسازي بخشي از پل خواجو کار مشکلي نيست ونياز به تخصص چنداني ندارد.هر شهروند اصفهاني که از کنار پل ميگذرد از ديدن وضعيت پلههاي سنگي وحشت کرده و رو برميگرداند تا نبيند که براي پل خواجو رمقي نمانده و پل ديگر جان ندارد.چه سرنوشتي در انتظار پل خواجوست آيا باز هم خواهيم گفت «کار از کار گذشته است؟»
زهرا محمدي
سنگهاي صفوي
طرح ساماندهي پل خواجو در ابتدا مبني بر مرمت آب شستگيها وساختن يک بستر سنگي در حوضچه آرامش (سطح ابتدايي رودخانه، مقابل پل) براي کاهش عمق آب در اين قسمت از پل بود، اما سازمان ميراث فرهنگي اصفهان تنها به اين بسنده نکرد و با بيل وکلنگ اقدام به تخريب غيرکارشناسي پلههاي سنگي اين پل کرده است، به طوريکه پنج رديف از پلکانهاي سنگي را که به دليل قدمت وتاريخي بودن بخشي از هويت پل را ميسازند با هدف جايگزيني سنگ جديد به جاي سنگهاي آسيب ديده پياده کرده است. حال برخي از سنگها مربوط به عهد صفوي بوده و داراي علامت و کندهکاريهاي حجاران اين دوره از تاريخ است وآنچه اکنون در محل مرمت مشاهده ميشود دو نوع سنگ است، سنگهاي «اکنابادي» و تعدادي از سنگهاي قديمي که با رنگ سبز کدبندي شدهاند تا سر جاي قبلي خود چيده شوند. هراستاد مرمت يا کارشناسي که در پل خواجو حاضر ميشود از مشاهده تخريب پلههاي سنگي وااسفا سر ميدهد و از اين اقدام نابخردانه متحير ميگردد. کارشناسان مرمت معتقد هستند که حفظ هويت پل خواجو در هر قسمتي از پل از شرطهاي اصلي مرمت است و پياده کردن سنگ پلهها خواه سالم وخواه آسيب ديده صحيح نيست وحتي کدبندي کردن سنگها براي جايگزيني دوباره پازلي است که مانند روز اول ساخته نميشود. مهرداد کيهانفر،معاون سازمان ميراث فرهنگي اصفهان در پاسخ به اين پرسش که چرا سنگهاي پلهها به روش غيراصولي پياده شده است، به مرمت دهه 50 اشاره ميکند و ميگويد: تمام سنگها ارزش تاريخي نداشته، بلکه همان طور که عکسهاي هولستر نشان ميدهد برخي از سنگها در مرمت دهه 50 نيز تعويض و سنگهاي مقبرهاي از تخت فولاد جايگزين آنان شده است. همان طور که بيان شد در محل اجراي پروژه سنگهاي اکنابادي وجود دارد که قرار است جايگزين سنگهاي آسيب ديده شود و اين در حالي است که به گفته کيهانفر، مرمتکاران دهه 50 براي تعويض سنگهاي آسيب ديده از تخت فولاد سنگ آورده بودند يعني باز هم با وجود تعويض سنگ، قدمت و تاريخي بودن آن برايشان ارزش داشته و از سنگ اکنابادي در کنار سنگ تاريخي عهد صفوي استفاده نكردهاند. همچنين در اين خصوص يکي از کارشناسان مرمت آثار تاريخي که تمايلي به فاش شدن نام خود ندارد در گفتوگو با خبرنگار ما ميگويد: متاسفانه مسوولان سازمان ميراث فرهنگي تصور ميکنند که سنگ آسيب ديده پلهها را بايد حتما تعويض کنند وجاي آن سنگ نو بگذارند غافل از اينکه اين سنگها بخشي از تاريخ است و در مرمت بايد در انديشه حفظ اثر بود نه نو کردن آن، بازسازي تفکري است که شهرداري دارد و ميراث بايد با چنگ و دندان از يک اثر جهاني محافظت کند نه اينکه آن را به اسم مرمت به دست سازمان نوسازي وبهسازي شهرداري بسپارد. وي با اشاره به روش صحيح مرمت ادامه ميدهد: بايد براي سنگ آسيبديده اقدامات حفاظتي انجام داد تا آب درآن نفوذ نکندبه اين صورت که قسمتهاي آسيب ديده را خالي نموده وسنگي در همان قالب آماده وبه جاي اين قسمت قرار دهند.
ريشه بدون مشاور بيرون کشيده شد
جالب است اشاره کنيم که سال گذشته خبر ريشه دواندن يک درخت انجير در زيرقسمتي از سنگهاي پلکانهاي پل خواجو منتشر شد و معاون سازمان ميراث فرهنگي اصفهان در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد که اين ريشه حجم بزرگي از سنگهاي پلهها را به خود اختصاص داده وما نميتوانيم آن را به راحتي بيرون بکشيم زيرا پل آسيب ميبيند وبراي اين امر خطير نياز به مشاوري متبحرومتخصص داريم. اما در جريان مرمت اعلام شد که ريشه انجير نيز بيرون کشيده شده است، البته نگاهي به تخريب سنگها گوياي نحوه بيرون کشيدن اين ريشه است.
سنگهاي قديمي از کجا آمدهاند
نه تنها تخريب غيرکارشناسي پلهها مسالهساز شده بلکه از سوي ديگر سنگهايي قديمي با علامت کندهکاري شده نيز در سطح رودخانه مشاهده ميشوند که ارزش تاريخي دارند و هنوز مشخص نشده که اين سنگها از کجا آمدهاند؟ کيهانفر، معاون سازمان ميراث فرهنگي اصفهان اعلام ميکند که طي حفاريهاي خاک به اين سنگها رسيدهاند و قرار است آنان را به تخت فولاد انتقال دهند. اما سيدرضا طباطبايي، استادکار مرمت که 10 سال پيش خود بخشهايي از پل خواجو را مرمت کرده بود، ميگويد: اين سنگها باارزش است و ميتوان از آنان براي مرمت سنگفرشها يا حتي پلههايي که تخريب کردهاند استفاده كرد. اما متاسفانه به نظر ميرسد جداي از اهميت اينکه به راستي اين همه سنگ حجاري شده از کجا آمده است، سازمان ميراث فرهنگي اصفهان هنوز به ارزش آنان پي نبرده وتنها به ديد يک سنگ به آنان مينگرد زيرا برخلاف گفته کيهانفر مبني بر انتقال اين سنگها به تخت فولاد حتي تا روز گذشته اين سنگها در کنار سنگهايي که از معدن آوردهاند در بستر رودخانه رها بود و حتي سازمان از باستانشناسان براي بررسي اين سنگها دعوت نکرده است. در دو دوره متفاوت سنگهاي پل خواجو و بخشي از ديوارههاي آن مرمت شد اما با اين نگاه که هيچ سنگي از اين نگين انگشتري با ارزش اصفهان نبايد جابهجا شود، اکنون شاهد هستيم که سازمان ميراث فرهنگي اصفهان نه با همکاري استادکارهاي مرمت که براي اين بنا همچون فرزند خود دل ميسوزانند، بلکه با اجراي سازمان نوسازي و بهسازي شهرداري بخشي از هويت اين پل را از نو ميسازد.
در اصفهان تولد گوساله مهمتر از
پل خواجوست
خبرنگاران براي مصاحبه تماسهاي متفاوتي با کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي اصفهان ميگيرند و هر بار سازمان اعلام ميکند که از تهران به ما دستور رسيده در زمينه پل خواجو صحبت نکنيم. حال هر چند بيرون از سازمان هم کارشناسان و استادان صاحبنظر دانشگاهي حضور دارند،اما متاسفانه پس از هرگونه اظهار نظري آنچنان تحت فشار سازمان قرار ميگيرند که يا مصاحبه نميکنند يا راضي به ذکر نام خود نميشوند. به نظر ميرسد براي روزنامههاي محلي نيز ارزش تاريخي پل که هيچ بلکه ارزش اصفهان نيز به فراموشي سپرده شده آنچنان که خبر تولد يک گوساله در پژوهشکده رويان که براي چندمينبار اعلام شده را به انعکاس خبر در خطر بودن پل خواجو ترجيح دادهاند و همچنان در لاکهاي خود فرورفتهاند. البته تخريب سنگهاي با ارزش صفوي و نوسازي بخشي از پل خواجو کار مشکلي نيست ونياز به تخصص چنداني ندارد.هر شهروند اصفهاني که از کنار پل ميگذرد از ديدن وضعيت پلههاي سنگي وحشت کرده و رو برميگرداند تا نبيند که براي پل خواجو رمقي نمانده و پل ديگر جان ندارد.چه سرنوشتي در انتظار پل خواجوست آيا باز هم خواهيم گفت «کار از کار گذشته است؟»
زهرا محمدي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ ساعت 15:38 توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور
|
این وبلاگ متعلق به پرهام شکوهی و مائده ضیاپور است.