امروز صحنه ای را به چشم دیدم که در این نزدیک 30 سالی که از خداوند عمر گرفتم به چشم ندیده بودم...
فقط ادعای اینکه به فکر مردم فقیر هستیم که فایده ای ندارد.
امروز به چشم خود دیدم که زنی با دو فرزند کوچکش سر در زباله ها فرو برده بود و به دنبال غذا برای کودکانش می گشت
به چشم خود دیدم که برنجی را که در زباله ریخته بودند کودکی رنجور با چه لذتی می خورد گویا روزها بود که چیزی نخورده بود...
شکاف طبقاتی را نمی شود با آمار و نمودار و عدد و رقم پنهان کرد من امروز به چشم خود دیدم و گریستم و افسوس خوردم چرا من اینقدر ندارم که شبی شکمی را سیر کنم چرا او که دارد اینقدر از فردا و نداشتن می ترسد که به خود اجازه کمک کردن به این افراد را نمی دهد
کاش به جای فلسطین و لبنان و کومور و .... کمی هم به فکر این قشر در کشور خودمان بودیم که می دانم کم نیست و امروز من فقط یکی از آنها را دیدم
اسلام را فقط گذاشته ایم لب طاقچه و به آن می نگریم کاش کمی هم آنرا گرد گیری می کردیم آخر خاک زیادی رویش نشسته ، کاش خاک را می تکاندیم شاید این جمله به یادمان می آمد؛
چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است
فقط ادعای اینکه به فکر مردم فقیر هستیم که فایده ای ندارد.
امروز به چشم خود دیدم که زنی با دو فرزند کوچکش سر در زباله ها فرو برده بود و به دنبال غذا برای کودکانش می گشت
به چشم خود دیدم که برنجی را که در زباله ریخته بودند کودکی رنجور با چه لذتی می خورد گویا روزها بود که چیزی نخورده بود...
شکاف طبقاتی را نمی شود با آمار و نمودار و عدد و رقم پنهان کرد من امروز به چشم خود دیدم و گریستم و افسوس خوردم چرا من اینقدر ندارم که شبی شکمی را سیر کنم چرا او که دارد اینقدر از فردا و نداشتن می ترسد که به خود اجازه کمک کردن به این افراد را نمی دهد
کاش به جای فلسطین و لبنان و کومور و .... کمی هم به فکر این قشر در کشور خودمان بودیم که می دانم کم نیست و امروز من فقط یکی از آنها را دیدم
اسلام را فقط گذاشته ایم لب طاقچه و به آن می نگریم کاش کمی هم آنرا گرد گیری می کردیم آخر خاک زیادی رویش نشسته ، کاش خاک را می تکاندیم شاید این جمله به یادمان می آمد؛
چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 23:25 توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور
|
این وبلاگ متعلق به پرهام شکوهی و مائده ضیاپور است.