حرف از شایسته سالاری در کشور عزیز ما یه کمی مسخره به نظر می رسه آدم وقتی به دورو برش نگاه می کنه می فهمه که هیچ کسی سر جایی که باید باشه نیست:
وقتی مهندس شیلات مجبور میشه گل پرورش بده چون بهش مجوز استخر پرورش ماهی نمی دن
وقتی فلانی میشه مدرس رشته معماری با مدرک طراحی شهری
وقتی یکی میشه مدیر گروه معماری داخلی ولی اصلا معماری داخلی نخونده و لیسانس معماریه که فوق mba داره
وقتی با لیسانس ادبیات یکی می ره توی بخش بازرگانی یه شرکت کار میکنه
وقتی مسئول کنترل کیفیت یه شرکت معتبر لیسانی آموزش ابتدایی داره
وقتی  مدیر عامل یه شرکت تولید لباس از مهندسی نساجی هیچی نمی دونه
وقتی .....
اینا فقط چند تا از نمونه هایی هست که الان یادم میاد من نمی دونم پس چرا ما این همه زور می زنیم که دانشگاه قبول شیم که درس بخونیم که آخرش مجبور بشیم یا نه دوس داشته باشیم یه کار دیگه ای انجام بدیم که هیچ ربطی به رشته و تحصیلاتمون نداره ....
به نظر شما مشکل کجاست؟؟؟
اینجاکه ما درس می خونیم که مهندس ، دکتر و ... صدامون کنن بعدم می ریم دنبال یه کار نون آب دار
یا اینجا که  ما هر چقدر خودمونو کشتیم نتونستیم اون رشته ای که دوس داشتیم قبول شیم بنا براین هر چی شد قبول میشیم اصلا مهم نیس آخه آدم حتما باید دانشگاه بره
یا نه اصلا اینجاس که چون کار پیدا نمی شه آدم به هر کاری دست می زنه حتی اگه هیچ ربطی به تخصصش نداشته باشه......؟؟