خیلی دلم پره سرم درد می کنه  خسته شدم این قرنطینه هم بد دردیه که نمی شه ازش خلاص شد اولین باره توی زندگیم  دارم این جوری درس میخونم اینجوری استرس دارم اینجوری از دنیا دورم
ا ه  حالم بهم ...............................
ببخشید.
نمی دونم واقعا چه جوری بعضی ها همش سرشون توی این کتاباس آخه مگه میشه بدون نقاشی موسیقی فیلم معماری!! گردش دوست عشق  در یک کلام زندگی زندگی کرد من که حالم از هر چی ربات و فرمولو
 ای سی و مدار و ....
بهم............................................
بازم ببخشید.
من دلم هوای تازه می خواد دلم می خواد با  یه نفر!! یه جا!! تنها قدم بزنم و به موسیقی طبیعت گوش کنم دلم بارون می خواد  دلم هوای گذشته رو کرده دلم می خواد (البته این دل خواستن ربطی به الانو  دلتنگی و خستگی  نداره)  توی کافه نادری کنار دیوار روی میز صادق!! بشینم با مهدی!! یه قهوه بخورم یه دوری توی لاله زار بزنم تئاتر ببینم البته نه تنها حالم از این آدامای امروزی که به مدرک مزخرفشون می نازن از این مدعی های تو خالی بهم........................
بازم گویا باید منو ببخشید.
دلم می خواد جنگلو ببینم  ساکتو پر از درخت نه پر از کارخونه!!آخه الان اطراف  ما به جای جنگل کارخونس
که کلوچه تولید می کنه!!
دلم اصلان ایران امروز رو نمی خواد من حالم از تهران با اون همه دود و ترافیک و .... بهم ....................
ای بابا بازم.....
دلم پیشرفت اینجوری نمی خواد که به جاش روح رو از آدما بگیره ما داریم یواش یواش می شیم مثل غربی ها بی عاطفه همه کارامون حرافامون  فکرامون حتی دین داری و..... همش مصنوعی و سطحی و اغراق شده و .... شده
دلم ایران اوایل انقلابو می خواد بدون جنگ ....
دلم هوای بوی زندگی کرده ......................
دلم هوای کیفیت کرده نه این کمیت لعنتی....!!
دلم میراث فرهنگی میخواد نه مترو و سد و قطار و.....!!
دلم محبت می خواد آخه اونم دیگه کالای بازار مکاره شده دیگه هیچکی بی دلیل بت محبت نمی کنه دیگه وقتی یکی با کمال محبت باهات سلام و احوال پرسی میکنه مطمئن نیستی بعد از رفتن فحش..... بت می ده یا نه واقعا یارو مهربون بوده!!
دلم ایرونی های باصفا می خواد  دلم ایرونی صاف و صادق می خواد دلم صدای یه سازه ایرونی رو می خواد ...
فکر می کنم اون قدیما خیلی بهتر بود بوی چوب سوخته توی شومینه بوی نفت چراغ نفتی روی ایوون صدای نسیم خنک نه صدای کولر!!صدای رادیو نه ماهواره با این همه کانال (که از این یکی خلاصم یعنی ندارم)دلم واسه دل واپسی های قدیم تنگ شده آخه الا ن تا دلواپس شی به تلفن همراه مشترک مورد نظر می زنگی.
دلم آرامش می خواد آخه الان با صدای ضبط ماشینهایی که از کنار خونمون رد میشن  ندارمش
دلم خیلی چیزای دیگه ام می خواد....

اینا همش از سر  خستگی بود شاید درد دل واسه کسایی که اصلان نمی دونی درد دلتو  می خونن یا نه...
اونجاهایی که !! گذاشتم ایهام داره شاید فقط خودم بفهمم شایدم شما هر جور دوس داری برداشت کنی...
زود میام