روزی برای همه معماران

۵ اکتبر برابر با ۱۳ مهر روز جهانی معمار است و در تمام دنیا گرامی داشته می شود ما دوتا روز معمار داریم یکی جهانی ویکی ملی ولی متاسفانه معماری که اصل قضیه هست رو نداریم...

دیروز در شهرداری آمل جلسه ای بود تا از طرح ما (شارمان طرح) برای سردر شهرداری تشکر بشه البته بگم که یک طرح برنده شد که حتی در جلسه مذکور دیده نشد!!! یک ماکت از کار دیدم که بیشتر شبیه یک طرح گرافیکی برای لگوی شهرداری بود تا ...

به هر حال اینهم راهیه برای فرار از هزینه های مشاور وطراحی درست و درمان که سر و تهش رو با ۱۰۰هزار تومان می شه جمع کرد و کلی هم ژز داد که مسابقه معماری برگزار کردیم ولی فقط از یک مسابقه واقعی اسمش رو یدک کشید...

یک لوح تقدیر هم به ما دادن که حتی دوست ندارم توی دفتر دم دست باشه که نکنه خدای نکرده کسی ببینه و واویلا بشه شبیه کاردستی بچه هاست...

برای فرهنگ دوستان آمل : از ۱۹ تا ۲۳ مهر در مجتمع فرهنگی امام خمینی نمایش چشمها با کارگردانی شیرین نادری به اجرا در می آید حتما برید ضرر نمی کنین. منهم توی این کار تجربه عکاسی تئاتر رو داشتم.

یک عصر کاملا هنری

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پس من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا

خانه کوچک ما سیب نداشت

                                                               حمید مصدق

 

راستی برای اهالی فرهنگی و هنر دوست آمل نمایشگاه نقاشی در مجتمع فرهنگی امام خمینی و اقع درخیابان امام خمینی آفتاب ۳۶ در حال برگزاری می باشد اگر اهل هنرید یه سری بزنین

عـزاى هنرمنـد را دريابيم يا سـوگ هنـر را!!

نگاهی به صفحه آخر روزنامه حیات نو انداختم مطالب هنری رو خوندم درد دلهای موسیقیدانان در مراسم خاکسپاری پرویز مشکاتیان من رو به یاد خودم و جامعه معماران انداخت که کسانی برای ما تصمیم میگیرند که از معماری چیزی نمی دانند و حرف معماران جایی خریدار ندارد...

(اين هنرمند سال‌هاست در گوشه خانه؛ خود را زندانى کرده چراکه آنهاکه نه هنر را مى‌شناسند و نه هنرمند، براى او تصميم مى‌گيرند که او چه بسازد و چه نسازد. کار بکند يا نکند. آموزش بدهد يا ندهد. کدام موسيقى را ترويج کند و کدام موسيقى را نه. مرگ مشکاتيان به يادمان آورد سال‌هاست که در اين کشور آنها که نه تحصيلاتى در حوزه موسيقى دارند و نه دستى در موسيقي؛ براى موسيقى اين کشور تصميم گرفته‌اند که به کدامين راه برود. مرگ مشکاتيان به يادمان آورد که ما نيز سال‌هاست فرياد نمى‌زنيم که شما را که با موسيقى کوچک‌ترين نسبتى نداريد؛ به موسيقى چه کار؟!)

جمله آخر متن شاید به خوابی شیرین می ماند که من هم مثل نگارنده امیدوارم اتفاق بیفتد نه تنها در هنر بلکه در تمام عرصه ها ولی ....

(کاش روزى برسد که هنرمندان به آنها و همکاران آنها اجازه حضور در عرصه هنر و سياستگذارى آن را ندهند و خود براى هنرى که خلق مى‌کنند؛ تصميم‌گير و راهبر باشند. به اميد آن روز.)

مطلب حیات نو رو به قلم حمید آراز بخونید نقاط مشترک زیادی بین معماران موسیقیدانان و باقی هنرمندان است.

امروز یک مشتری!!! داشتم برای طراحی نمای یک ساختمان نرخ کمی بهش دادم اما باز هم مدعی بود خیلی زیاده مقایسه ای انجام دادم براش بین مبلغی که گفتم با دستمزد یک کارگر ساده تفاوت چندانی نداشت به این نتیجه رسیدم که برای مردم بین من آرشیتکت (که تازه اسم شغلم رو هم به زحمت می تونن درست تلفظ کنن)  تفاوتی نیست با یک بنا و حتی عمله ساده...

انگار پول زور دارن میدن برای طراحی تازه طرفی که اومده بود دفتر من می گفت می دونه طرحی که من می دم متفاوته خلاقیت من و فکر من بازتر از دیگرانی هست که سواد معماری ندارن

مشکلات معماری امروز ما واقعا چیه؟؟ که این اتفاقا داره توش میفته کمی فکر کنید به منم بگید ممنون میشم منتظر نظراتتون راجع به این معزل هستم می خوام در باره آسیب شناسی و رفع اون اگه بتونم یه مطلب بنویسم

ادامه نوشته

و امروز روزی متفاوت بود
روزی که تو آمدی
آمدی و زندگی را رنگی دیگر گونه بخشیدی
سفید یا صورتی فرقی ندارد
مهم نیست رنگ گلهای باغچه چیست
مهم تویی که این گلها به خاطر دیدن تو زنده اند
و باغبانشان به خاطر تو نفس می کشد
سلام به تو که شروع هر روز برای توست
.
.
.

و باز هم تخریبی دیگر...

تخریبی دیگر و اینبار مشهد میزبان بود و صاحب خانه شهرداری مشهد که نمی دانم باز به چه بهانه ای این ندانم کاری را پشت چه دلیلی پنهان کردند و اینبار چگونه توجیح کردند و تقصیر را بر گردن دیگری انداختند و چگونه اظهار بی اطلاعی کردند و حتی به گمانم شهردار آن منطقه بود که خبر را تکذیب کرد!!!

آخر چگونه می شود با شعور مردم بازی کرد و آنچه را که به چشم می بینند و می فهمند را تکذیب کرد؟؟ خلاصه اینکه خانه حناساب و سرای ترکمن دو اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران تخریب شد یعنی شخصی در هر مقامی تصمیم گرفت و مال مردم را تخریب کرد این خانه ها و این آثار بخشی از هویت و تاریخ مردم این خاک است ملک شخصی نیست که بشود به راحتی تخریب کرد...

در فضای مجازی جز تصویر زیر چیز دیگری از این دو خانه یافت نکردم کاش میراث فرهنگی که توان حفظ آثار را ندارد و نمی تواند در مقابل قدرت شهرداری و امثال آن ایستادگی کند حداقل آلبوم عکسی از این بنا و بناهای دیگر مانند این که تخریب شده اند و می شوند تهیه کرده باشد که در آینده بتوانیم به توریست ها عکس هاشان را نشان بدهیم یا نه اصلا یک کار بهتر بکنیم چرا این همه راه بیاییند تازه خطر سفر هوایی هم هست ما خودمان عکس ها را برای شان پست می کنیم راحتتر است به خدا...

کاش دیگر خبری این چنین در وبلاگم نگذارم

ادامه نوشته

تسلیت نامه

پرویز مشکاتیان هم درگذشت....

درباره مشکاتیان در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته