طرح چهار رو با موضوع بیمارستان پاس کردم و خیلی چیزها یاد گرفتم واقعا موضوع جالبی بود مخصوصا وقتی سعی کردم کانسپچوال و فرمال تجربه کنم خیلی دوس دارم بازم این طرح رو تجربه کنم چون ایده های زیادی تو سرم هست که دوس داشتم توی یه طرح جدید پیادشون کنم نکاتی هم هست که می خوام تو کار خودم اصلاح کنم ولی دیگه وقتی نمونده کاش این امکان وجود داشت که هر طرحی که دوس داری رو بشه دوباره تجربه کرد.

خیلی چیزهای  یاد گرفتم که شاید به بیمارستان ربطی نداشته باشه ولی تو بحث طراحی موثرن شاید قصد کنم که یه روزی تمام تجربیات طراحیمو بنویسم البته نمی دونم از کجا و چه جوری شروع کنم اگه ایده ای دارید که کمکم کنه خوشحال میشم بشنوم.به قول یه استادم فرنگی ها همه چیز رو مینویسن واسه همین حتی در تاریخ معماری ما هم اونا حرف زیادی واسه گفتن دارن.

پاس کردن این طرح یه فایده دیگه هم داشت اونم آشنایی با استادی بود که خیلی بیشتر از یه استاد بود جوون بود ولی حرف زیادی واسه گفتن داشت دوست خوبی هم بود همیشه باید از ایده ها و فکرهای خوب استفاده کرد .همیشه و همه جا براش آرزوی بهترینها رو دارم.

اگه بتونم به زودی عکسهایی از این کارمو و کارهای قبلم رو میذارم....

راستی به خاطر شروع امتحانام که به دلیل سرما و قطع گاز در شاهرود به تاخیر افتاده بود شاید نتونم حالا حالا ها دوباره مطلبی بنویسم که ژیشا ژیش عذر خواهی میکنم تا نوشتاری دیگر حق نگهدارتان

سالنما

سلام دوستان همراه

نمی دونم اصلا کسی هست که وبلاگم رو دنبال کنه یا نه؟امروز دقیقا یک سال از روزی که اولین پست رو واسه وبلاگم نوشتم میگذره.خودم که اصلا از خودم و این یک سال که گذشت راضی نیستم چون اصلا اون برنامه ای رو که تو ذهنم بود وروی کاغذ آورده بودم رو نتونستم اجرا کنم شاید بشه یه بخشی از کاستی ها رو گردن نداشتن وقت و درگیری ها بندازم و خودم رو توجیه کنم ولی در حقیقت پیش وجدان خودم کم میارم بحر حال میگن همیشه باید از گذشته درس گرفت تا آینده را بهتر ساخت،یه جایی خوندم؛ " کسانی که از گذشته درس نمی گیرند مجبور به تکرار آن هستند."

نمی دونم برنامه ام بازم مثل سال قبل روی صفحه کاغذ می مونه و به مرحله اجرا در نمیاد یا نه میتونم اجراش کنم (البته ما ایرانی ها عادت داریم فقط حرف بزنیم و در مرحله عمل وا بدیم،عادت داریم کارها را دقیقه نود انجام بدیم و... که خودتان بهتر از من همه اینها را میدانید.)ولی تمام سعیمو می کنم که حداقل بخش اعظم اونو انجام بدم.

الان دارم رو برنامم کار میکنم با چند نفری هم در حال مشورتم سعی می کنم،برنامه ام رو با دوستانی که لطف می کنن نظرات سازنده می دن در میون بذارم و نظرشون رو بپرسم امیدوارم  یه برنامه دراز مدت خوب رو تنظیم کنم و از سال هشتادوهفت اونو به اجرا بذارم.

از همه دوستان هم که لطف میکنن و مطالب منو مطالعه مکنن کمال تشکر را دارم و در خواست دارم اگر مطلبی و پیشنهاد و انتقادی  در جهت بهبود و پیشرفت وبلاگم دارند با بنده در میان بگذارند.درخواست دارم اگر نقدی دارید لطف کنید حتما همراه با پیشنهاد و راه حل همراه باشد تا بتوانم از آن بهره مثبت ببرم.

با تشکر مجدد از دوستان همرا ه ممنون میشم نظراتتون(در همه موارد) رو بگین

نمونه هایی از طراحی فضای سبز

 

 

در باب حسین پناهی

رنگ

هیچ وقت ،

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد !

امشب دلی کشیدم

شبیه نیمه سیبی،

که به خاطر لرزش دستانم

در  زیرآواری از رنگها

ناپدید ماند.....

خاکستر

به من بگویید !

فرزانگان رنگ بوم قلم!

چگونه خورشید را تصویر می کنید

که ترسیمش

سراسر خاک را خاکستر نمی کند؟

این دو تا شعر از مجموعه اشعار بزرگ مردی است که شاید هیچ کس هنوز هم نتوانسته بزرگی روحش و وسعت اندیشه اش را درک کرده باشد حسین پناهی دوست داشتنی یکی از گوهران گرانبهایی بود که از این خاک بر آمد و....

در روز 6 شهریور 1335 در روستای دژ کوه از توابع چهارمحال و بختیاری به دنیا سلام کرد و از جمله آدم هایی بود که هنر بازیگری کارگردانی و نوشتن و سرودن جزیی از وجودش بود و هیچگاه برای آنها به تحصیلات آکادمیک نپرداخت.در سال 1360 که به تهران مهاجرت کرد و در گروه تئاتر آناهیتا عضو شد و 1 سال بعد اولین تجربه نمایشنامه نویسی را پشت سر گذاشت و نمایش خوابگردها را کارگردانی کرد و در سال 63 بازی در اولین تله تئاتر تلوزیونی خود را تجربه کرد و در سال 65 با بازی در فیلم گال وارد سینمای ایران شد . از سال 67 به سرودن شعر روی آورد و . . . . . .

بالاخره در 14 مرداد1383 جسمش از عالم خاکی دل کند تا روح بزرگش در عالم باقی شاید به آرامش برسد روحش شاد یادش گرامی .

انتشارات محترم دارینوش مجموعه ای به نام چشم چپ سگ از اشعار وی در کنار نمایشنامه ها و 2 کاست از دکلمه اشعارش با صدای گرم و دوست داشتنی خودش به انتشار رسانده که جای تقدیر دارد.پیشنهاد می کنم حتما سری به آثار این بزرگ مرد بزنید و با افکارش بیشتر آشنا شوید مطمئنم که خوشتان خواهد آمد .

من که عا شق شعر اشو افکار و خودشم.این پست خیلی رسمی شد . اووه. . . .