به دنبال راه حل مسئله ای بنام ضیافت

مهندس نينا شاهرخي در متني با عنوان  " نگاه خیره منتقد: ضیافت های معماری "  در باب ضيافت هاي معماري مطالبي را بيان كردند و از ديگران هم خواستند در اين باب نظر بدهند.

من دير رسيدم و لي بد نديدم كه اينجا پاسخي بدهم و اصلا در باره ضيافت هاي معماري چند سطري بنگارم.

به نظرم وجود چنين حركتي و شروع آن در گذشته بسيار خوب و شايان تقدير بود ، حركتي خود جوش از جمع معماراني كه مي خواهند راهي نو را بپيمايند بسياري از دوستاني كه در اين راه گام برداشتند در مقابل من سمت استادي دارند اما مي خواهم نقدي به اين حركت بنمايم،حركتي كه مي خواهد ادامه داشته باشد!!

چرا كساني كه از بنيانگذاران اين حركت بودند در ادامه حركت خود رفته رفته سرد شدند و يكي پس از ديگري از عرصه كنار رفتند؟؟؟ اين اولين و بزرگترين نقطه ضعف اين حركت خود جوش است . اينان مي توانستند با حضور خود و دعوت از ديگراني در سطح خودشان و حتي تشويق دانشجويان و افرادي كه در اطرافشان بودند رونقي باشند براي ضيافتهاي معماري.

دومين نقطه ضعف حركت به عقيده بنده عدم اطلاع رساني درست بود آنچه كه امروزه بسيار يافت مي شود موتورهاي ارسال پيام است كه مي توان با استفاده از آن اين حركت علمي فرهنگي را به اطلاع كليه وبلاگهاي معماري رساند. من هيچگاه در هيچ ضيافتي نتوانستم شركت كنم چراكه هميشه يا دير مطلع شدم يا زماني كه تنها 2-3 روز به پايان مانده بود...

 ايجاد يك سايت براي آرشيو كردن مطالب و هدايت ضيافت و حتي چاپ مطالب ارزنده به عنوان يك نشريه با همين نام (ضيافتهاي مجازي) و پخش آن در سطح دانشكده هاي معماري سراسر كشور با كمك يكي از نشريات معتبر(معمار،آبادي،صفه و..)  يا يكي از دانشكده ها معتبر(تهران،شهيد بهشتي و ... ) يا سازمان و مجموعه اي خاص(فرهنگستان هنر،مركز ر.يداد معماري و...) مي تواند هم انگيزه اي براي شركت باشد هم حاصل اين تلاش جمعي به درد كساني كه در آغاز راه هستند مي خورد.

سومين نقطه ضعف به نظر من زمان بندي بود فكر مي كنم تعداد زياد ضيافتها شايد مانع از شركت برخي از شده باشد چرا كه مشغله شايد زماني براي نوشتن متني درخور باقي نمي گذارد!! فكر مي كنم فصلي يك ضيافت كافي باشد!!باز هم نمي دانم شايد نتيجه عكس بدهد...

اصولا حركتهاي مداوم در ايران بعيد به نظر مي رسد با شور علاقه زياد شروع مي شود و به تدريج به سردي مي گرايد مثل تب تندي كه زود فروكش كند.

از اينكه به خودم اجازه دادم و حركتي را نقد كردم كه تا كنون در آن نقشي نداشتن از تمام عزيزاني كه تا كنون در آن حضور داشتند و تمامي بزرگاني كه به نوعي پيشگام بودند عذر مي خواهم . به اميد روزي كه اينگونه حركات مداوم و پر شور ادامه يابد .

اندکی در باب فرهنگ و پایان

گفتن از فرهنگ شاید کار من نباشد و بایستی بزرگانی که در این راه استخوان ترکانده اند از سخن به زبان و متنی به قلم برانند لذا خواستم به این بحث پایان دهم و به مطالبی مهم تر در حیطه تخصص خود بپردازم .

برای اتمام بحث فرهنگ که شروعش مدتها پیش بود و خیلی هم پیش نرفت مطلبی می گذارم که نوشته ای است از کسی که نمی شناسم ولی به ظن من جالب آمد شما هم بخوانید  . در باره ارتباط معماری و فرهنگ است .

شايد به ندرت بتوان هنري يافت كه به اندازه معماري با زندگي مردم پيوند داشته باشد . عوامل و پديده هاي مختلفي وجود دارند كه در شكل دهي فضاهاي معماري نقش دارد . فرهنگ يكي از عوامل مهم در چگونگي شكل گيري فضاهاي معماري به شمار مي آيد . گاهي برخي فرهنگ را حتي مهمتر از اقليم عامل درجه اول برمي شمارند.

 هر جامعه اي داراي فرهنگ خاص خود است كه شالوده معماري آن جامعه را پايه گذاري مي كند و معماري آن جامعه تصويرعيني آن فرهنگ مي باشد . در حقيقت معماري وسيله واقعي سنجش فرهنگ يك ملت بوده و هست . فرهنگ هر جامعه پاسخگوي چگونگي شكل گيري فضاهاست .

حضور فرهنگ در فضاهاي معماري و شهري از راه هاي گوناگون صورت مي گيرد كه براي نمونه مي توان به حضور آن به شكل عناصر ، نقش ها ، تزئينات ، تركيب هاي حجمي يا تركيب هايي خاص در پلان اشاره كرد . هر بنايي به عنوان جزئي از فرهنگ معماري وظيفه عينيت بخشيدن يك انديشه ذهني را از طريق فرم ظاهري خود را دارد كه نمودي است براي سنجش فرهنگ . البته نقش فرهنگ در شكل گيري تمام فضاهاي معماري يكسان نبوده بلكه در سازمان يابي فضاهاي فرهنگي ، آييني و عمومي بيشتر بوده است . اغلب سعي ميشود به اين بهانه كه بنايي براي عملكرد خاصي ساخته مي شود از زير بار اين مسئوليت شانه خالي كنند و فراموش مي كنند كه هر ساختماني يك شاهد فرهنگي است .

تجلي فرهنگ در فضا ، نشانه هايي داراي معنا و محتوايي خاص است . اين نشانه ها گاه تك معنايي و گاه چند معنايي است و همچنين مي تواند صريح و آشكارباشد يا تلويحي و نيمه آشكار . البته نشانه هاي آشكار قابل مشاهده و درك براي افراد غير حرفه اي و عمومي باشد مانند گنبد ، منار و ايوان و... .
مجموعه از نشانه ها نمايانگر هويت يك فضاست كه وجه مشخصه يك فضا از لحاظ زمينه هاي فرهنگي و كاركردي و سرزمين است . فضا به معناي عام ، واقعيتي است داراي ويژگي هاي هويتي مشخص و معين . نتيجه برداشت هاي آدمي از فضا از تجربه هاي ذهني ، شخصي ، فرهنگي و اجتماعي او تاثيرپذير است . لذا يك فضاي معماري در مفهوم كلي نشان دهنده خصوصيات اصلي فرهنگي و سرزميني آن است . نوع و كاركرد بنا نيز موثر است . در بعضي بناهاي فرهنگي و آييني غالبا به صورت صريح يا تلويحي هويت و سنت بازتاب مي يابد در حالي كه در برخي ديگر اين امر ناديده گرفته مي شود. سرزمين ما در تاريخ چند هزار ساله خود شاهد تحولاتي در عناصر معماري چون حياط مركزي ، گنبد و قوس و الگوهاي طراحي مانند طرح چهار ايواني متناسب با گذر زمان بوده است . اما متاسفانه در دوره معاصر كمتر شاهد آثاري هستيم كه بتوان آن را نشات يافته از مبادي معماري ملي دانست .

تحولاتي كه از آغاز قرن حاضر شروع شد ، موجب گسيخته شدن رشته هاي استوار بين برخي از مظاهر و جلوه هاي زندگي با فرنگ جامعه شد و در نتيجه روندي از مظاهر تمدن و فرهنگ غرب اقتباس شده بود و روز به روز گسترده تر مي شد . معماري سنتي نيز از حركت باز ايستاد و پيش از آنكه فرصت و امكان انطباق با تكنولوژي و شرايط جديد را بيابد ف مورد بي توجهي قرار گرفت .

به علت ضعف در زمينه مباني نظري معماري موجب شد تا تلاش انجام شده از سوي هنرمندان و پژوهشگران هنوز به نتيجه ي مطلوب نرسد .بعضی از معماران معاصر در تلاش ايجاد پيوند بين گذشته و حال ، نظرياتي را ارائه داده اند . آنها معتقدند براي دستيابي به هدف پيوند معماري گذشته و حال و ايجاد تداوم و استمرار بين اين دو معماري مي بايست به گذشته معماري توجهي عميق داشت . توجه عميق به فهم روح كلي ، فهم اصول و مباني آن و به كارگيري اين اصول به خصوص در جهت تداوم و تكامل معماري گذشته و حال است .

البته بايد توجه داشت كه انعكاس آينه وار و تقليد صرف آثار گذشته معماري بدون توجه به ريشه ها و كاربردهاي خصوصيات فضايي و كالبد آن امري بي ثمر و حتي گاهي مخرب خواهد بود . به همين جهت انتظار مي رود با توجه به فرهنگ غني و هويت معماري ايران ، متخصصين دوره معاصر در بازيابي ويژگي هاي معماري ، تاريخي و سنتي خود اهتمام به عمل آورند.

مطلب فوق با عنوان "بازتاب هویت فرهنگی در معماری"  توسط  "نوشين برنائي" در سایت http://www.memaran.ir/  نوشته شده است .

تاخیر نامه...

در دو هفته گذشته بدلیل پاره ای از مسائل مثل سفر به شوشتر و تعدادی پروژه پیشنهاد شده (طراحی معمار و داخلی یک مجتمع تجاری‌ ـ داخلی یک واحد تجاری ـ طراحی معماری و محوطه یک ویلا و داخلی یک مجتمع تجاری) نتوانستم آپدیت کنم و مطالب را بر اساس آنچه که عهد کرده بودم ارائه دهم اما قول می دهم تا آخر این هفته هر دو مطلب فرهنگ و درس نامه معماری داخلی را در وبلاگ بگذارم. یک پروژه فاز ۲ هم به من پیشنهاد شده که می تواند زمینه ساز بحثی در باب فاز ۲ شود البته قول نمی دهم که خدای نکرده نتوانم به آن عمل کنم.

به دلیل درگیری با موضوع طراحی مجتمع تجاری تعدادی عکس از این موضوع که شامل طراحی معماری و نما و معماری داخلی می شود برایتان می گذارم تا از این تاخیر پیش آمده عذری بخواهم :

البته لازم به ذکر هست که همه این نماها و بناهایی که می بینید تجاری نیستند و برخی را فقط به دلیل اینکه می شود از آنها در طراحی ساختمانهای نو بهره برد اینجا قرار داده ام.