طراحی داخلی

گروه معماری و معماری داخلی باردو (آموزش | مشاوره ، طراحی ، نظارت بر اجرا)

در سایت cloob.com و در کلوب دانشجویان معماری با بحث جالب و البته احمقانه یک سری آدم بی کار مواجه شدم در باب آتلیه خاک واساتید ... رو کردن مدرک و سند بر علیه هم و بد و بی راه گفتن به هم و جناه مقابل از طرف کسانی که در واقع هیچ کدام از طرفین فوق الذکر نیستند مرا بر آن داشت تا مطلبی در این باب بنویسم کاش این همه تلاش و انرژی در راه اعتلای علمی صرف می شد نه.......

آتلیه خاک، صدیق ، طایفه  و دیگران ( با همه احترامی که برای این مدرسین قائلم و شکی در سواد ایشان ندارم )هر یک در بازار رقابتی اسکیس ارشد سعی در جذب دانشجو دارند که این به تنهایی کار غلطی نیست. در این شکل کلاسها (با نام مستعار : آمادگی اسکیس کنکور ارشد) به جای آموزش صحیح ، دانشجو را به تقلید و خط کشیدن و حفظ کردن نمونه ها تشویق می کنند که این کاری است از پایه غلط و اگر به کارهای ارائه شده دانشجویان یکی از کلاس های اسکیس و حتی فراتر از آن در به اصطلاح امتحان اسکیس  توجه کنیم یک سری کار یکسان را مشاهده میکنیم که انگار نه انگار که از افکار آدمهای مختلف نشات گرفته اند بلکه همه از یک تفکر واحد اشتباه سخن می گویند و این به این معنا است که خلاقیت در مسلخ این کلاسها به قتل و هنر به اتمام    می رسد . این که در کلاس به شما بگویند که برای این کاربری فلان  حجم ، پرسپکتیو داخلی و خارجی  و راندو را تمرین کن تا ملکه ذهنت شود و در جلسه اسکیس متناسب با موضوع از تمرین هایی که کردی استفاده کن عین جنایت است و با روح و مفهوم اصلی اسکیس در تضاد شدید است و برمیگردد به سوء استفاده از روش نادرست پذیرش دانشجو.

هدف از برگزاری این امتحان سنجش میزان خلاقیت  و توانایی طراحی یک موضوع جدید در زمان محدود با استفاده از داشته های خود و بدون مطالعه  است که در این روش آموزش به کلی زیر سئوال می رود و تبدیل می شود به جفت وجور کردن احجامی که با کاربری مطرح شده هماهنگ است و چپاندن یکی دو جمله به عنوان مبانی نظری طرح و سپس رنگ ولعاب دادن در حدی که در نگاه اول نظر هیئت محترم ژوری را که کار را از فاصله 3متری به نظاره ایستاده اند جلب کند و کار شما را به دسته کارهای سمت راست هدایت کند و این یعنی موفقیت در اسکیس یعنی نمرهء حداقل 50. و تا اینجای کار کسی به دنبال ایده و خلاقیتی در کار شما نیست تازه بعد از تقسیم کارها به دو دسته یمین و یسار نوبت به دیدن کارها از نزدیک می شود که آن هم به دلیل زیق وقت فرصتی برای بررسی دقیق نیست و فقط نگاهی اجمالی و کلی که شاید به درک کلیتی از کار بیانجامد و نه جزئیاتی که شما به آن پرداخته اید پس در این کلاسها راه کاری به شما ارائه می شود برای راضی کردن هیئت محترم ژوری و در واقع گول زدن ایشان برای پذیرش کار شما و این کاملان به نفع شماست!!! (1) (وای بر این داوری که بر اساس رنگ و لعاب است نه ارزش معماری کار و مبانی نظری آن و ایده خلاقه پشت کار).

این درد مختص اسکیس ارشد نیست بلکه دامن اسکیس دکتری را هم بد جوری گرفته و آنجا هم همین روش آب دوغ خیاری به طرز معجزه آسایی جواب می دهد و این یعنی ضعف شدید سیستم پذیرش در آموزش عالی کشور آنهم در چنین مقاطعی!!!!

موفقیت در اسکیس ابزاری می خواهد که در این کلاسها آنچه به دست می آید شاید در عبور از این مر حله یاری رسان باشد ولی مثل خیلی از  ابزارهایی که در مراحل مختلف آموزش برای عبور از سدهای گوناگون می آموزیم  مناسب نیست(در واقع میانبر و راه در رویی است که مختص خود ما ایرانیان است) .

ابزار مناسب برای موفقیت به معنای واقعی کلمه موفقیت  (نه آن تعریفی که در این کلاسها از آن می شود : قبولی در کنکور ) عبارتند از :

* دست قوی

* آشنایی با اصول پرسپکتیو

* راندو

* کمپوزسیون و شیت بندی

* پلان ، مقطع ،سایت پلان و دیاگرام و...

برای ارائه  و معرفی ایده ای که در ذهن خلاق پرورش یافته است،

 و :

* آشنایی با مبانی نظری و فلسفه

* خلاقیت

* شناخت روند طراحی

* هندسه قوی و توانایی تجسم احجام

برای پرورش ایده ای در ذهن و تبدیل ایده و مبانی نظری به خط و معماری (معماری کردن ).

در واقع اسکیس روشی برای مطالعه یک معماری تازه متولد شده وشناساندن آن به دیگران ، که در اینجا اعضای هیت ژوری هستند ، می باشد.

برای دست یابی به ابزارهای بخش اول آنچه لازم است تمرین زیاد و دیدن نمونه کار و استفاده درست از تجربیات موجود (نکات مثبت آنها ) است ،شما اگر اصول کار را بدانید با تمرین می توانید به قدرت لازم دست یابید ، هرگز از کارهایی که  می بینید تقلید نکنید بلکه آنچه از تکنیکهای موجود در آن به نظرتان جالب و مناسب آمد را برای خودتان بردارید  و آنرا به روش خودتان احیا کنید ، یعنی وقتی کسی آنرا در کارتان دید نتواند بگوید چقدر شبیه کار فلانی است.پس از الگوهای موجود برای ساخت روشی شخصی برای خودتان بهره بگیرید .

ابزار بخش دوم : مبانی نظری و فلسفه و روند طراحی از طریق مطالعه زیاد تقویت می شود و هندسه و تجسم از راه تمرین ، دیدن و حتی خط کشیدن روی کارهای برجسته با هندسه قوی (کارهای معماری سنتی ایران ، معماران بزرگ و.....).

اما خلاقیت  را نمی شود تدریس کرد یا از کسی آموخت بلکه فقط می توان بستر مناسبی برای به عرصه ظهور در آمدن و رشد آنرا در دانشجو ایجاد کرد در واقع یک واقعیت درونی است که باید در طی فرایندی آنرا از با لقوه به بالفعل در آورد که مسلما در دانشجوی معماری به مقدار زیادی یافت می شود .

پس همه ابزارهای لازم برای موفقیت در اسکیس در دانشجویان معماری یا موجود است یا نیازمند همتی است که آنرا به فعلیت در آورد.به عقیده بنده رفتن به کلاسهای این چنینی از وجاهت برخوردار نبوده و اگر قصد رفتن به کلاسی دارید آنجا و آن کلاسی را برگزینید که اصول را به شما بیاموزد و نه راههای زود رسیدن چرا که زود ریسدن همواره با خطرهایی همراه است.....

با توجه به مطالب گفته شده به نظر شما در چه صورتی می توان قبولی در اسکیس را تضمین کرد؟؟!! در صورتی که تست نیست که وابسته به فرمول باشد یا حفظ کردنی نیست و نیازمند خلاقیت صرف  و ابزارگفته شده است.

چیزی که موجب نوشتن نوشتار فوق گردید به اصطلاح راهنمایی زیر (که خود تبلیغ دکانی است از همان قسم) و بحثی است که در پی آن شکل گرفت: 

ملزومات راندو و اسکیس

 

آنچه دانشجوی معماری باید بداند

 

دوستان عزیز معمار

بسیاری از شما عزیزان اندک واهمه ای از اسکیس و راندو دارین .و برای پیدا کردن راه حل آن اغلب به هر دری سر میزنید .دست آخر هم برخی از دوستان قید آموزش آنرا زده و پروژه هایشان را به دیگران حواله میکنند.

در این میان ایجاد هراس از طرف برخی از به اصطلاح اساتید ،و گنده کردن آن مزید علت میشود .و جالب اینه که این گروه از دوره گردهای آموزش در هر شهری این ایده را ترویج میدهند که تنها مرجع اسکیس و راندو هستند .اما بزرگانی مثل لین و... با تمام قدرت خود حتی یک کلمه تکبر آمیز ازشون دیده نشده ولی متاسفانه در شهر ما برخی از این گروه با تقلید ناشیانه از آنها خودرا تنها نماینده اسکیس دنیا قلمداد میکنند .و دانشجویان نیاز مند به آنرا با هزاران چرب زبانی و ایجاد هراس مجزوب خود میکنند .و در این میان تمام نداشته ها و کمبودهای مالی خود را از این طریق تامین میکنند.

دوستان .دید خوب و تخیل معمارانه و مطالعه در آثار معماران برجسته و در کل درگیری با مبحث و راهنمایی اندک میتواند کارساز شود .

طراحی چیزی نیس که کسی انرا مطلق از کس دیگری یاد بگیره .خصوصا طراحی معماری.فقط شما باید اصول کلی آنرا یاد بگیرید .بقیه مربوط به استنباط شما و تخیل و خلاقیت شما میشود .

این اصول در مجموع شامل.   1- تمرین برای تقویت دست در طراحی که لازمه مراحل بعدیست .و خود چند تمرین ساده داشته که میتواند محدود به 1 جلسه آموزش شود .البته این موضوع میبایست دستمایه همیشگی یه طراح باشد.

2-پرسپکتیو ها .که شامل دید ناظر .دید پرنده .داخلی و... که در مجموع میشه کلیات انرا در 2 جلسه خلاصه کرد .. اما کسانیکه دوست دارند بطور دقیق آنرا یاد بگیرند یه دوره 8 جلسه ای خاص هم میشه به آن پرداخت.

3-پلان-در حد 1 جلسه.

4-مقطع در حد 1 جلسه

5- سایت و دیاگرام1 جلسه

6-شیت بندی 1 جلسه

7-ایرانشناسی و اقلیم شناسی.1 جلسه

راندو نیز شامل همین مباحث بوده اما اونجا بحث پرزانته کردن موارد فوق با متریالهای مختلف میباشد

دوستان شاید موارد جانبی مثل فیگور .درخت و... هم جهت تقویت دست ذکر شود .اما کل این فضایا منوط به یادگیری موارد فوق هست که نیازی به پرداخت هزینه های گزاف و عوامفریبیها و الفاظ متنطن نداره و شما میتونید صرفا با 150 هزار تومان آنها را فرا گیرید .

به شرطی که کمی خود باور بوده و از خود جرات به خرج داده . و و قواعد و اصول من در آوردی دیگران را کنار گذاشته و شروع به کار نمایید.

در این راه............ هر نوع مشاوره و کمکی را به دوستان افتخار میداند.

منتظر نظر دوستان هستیم

 

قضاوت در این باب که این مطلب راهنمایی است یا کوبیدن دیگران و اعلان جنگ یا تبلیغ بر عهده شما...

 

(1) اگر کمی ریشه ای تر به این قضیه نگاه کنیم به مشکل اصلی بر می خوریم : گرفتن و دادن  مدرک تنها هدف ما و دانشگاههای ما شده وبه همین خاطر است که همواره سعی در افزایش سطح کمی داریم و نه کیفی.واقعا نمی دانم کجای دنیا این همه دکتر

 

(1) اگر کمی ریشه ای تر به این قضیه نگاه کنیم به مشکل اصلی بر می خوریم : گرفتن و دادن  مدرک تنها هدف ما و دانشگاههای ما شده وبه همین خاطر است که همواره سعی در افزایش سطح کمی داریم و نه کیفی.واقعا نمی دانم کجای دنیا این همه دکتر و فوق لیسانس و ... دارد که ما داریم؟؟ آن هم بدون سواد کاربردی!!! و این بر می گردد به سیستم غلط پذیرش دانشگاههای ما ؛ کسی که خوب خر خوانی میکند و تست میزند شایسته پذیرش در هر رشته ای نیست (یکی از اساتید به نام معماری وشهرسازی در دانشگاه شهید بهشتی می گفت : برای اینکه ذهن دانشجوی تازه وارد معماری را که با رتبه خوب رشته ریاضی!!! وارد دانشگاه می شود از سیستم منطقی 2*2=4 به وادی هنر بکشیم عمری طول میکشد و این یعنی ضعف سیستم پذیرش) در واقع این خوب تست زدن هم از آن میانبرهاست برای قبولی در رشته ای که فقط نامش برای ما جالب و دهان پر کن برای اطرافیان است.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:18  توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور  |