X
تبلیغات
طراحی داخلی

طراحی داخلی

گروه معماری و معماری داخلی باردو (آموزش | مشاوره ، طراحی ، نظارت بر اجرا)

گروه داوری پس از اعلام 20 وبلاگ واجد شرایط اولیه قضاوت توسط هیئت برگزاری و بررسی آنها ، وبلاگ های برتر را به این شرح اعلام می دارد:

 

  • وبلاگ فضای رویداد به مدیریت خانم الدوز فضلعلی و آقای آرش پوراسماعیل با مجموع 423امتیاز از500 امتیاز مقام اول
  •  وبلاگ ایرانشهر به مدیریت آقای مرتضی میرغلامی با مجموع 405امتیاز از500 امتیاز مقام دوم
  •  وبلاگ طرح و شهر به مدیریت آقای خشایار کاشانی جو با مجموع 370 امتیاز از500 امتیاز مقام سوم

:: همچنین وبلاگ های زیر به ترتیب رتبه های چهارم تا دهم را اخذ کرده اند:

4- معماری نور

 5- معمار و معماری

6- اسکیس و پرزانته

 7- حسام عشقی

 8- شهرسازان ایران

9 - نمایشگاه مجازی معماری سوره

10- دانشجویان مهندسی دانشگاه کردستان

با آرزوی تلاش و موفقیت روزافزون معماری ایران در دنیای مجازی و واقعی
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 3:6  توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور  | 

در پستhttp://ps-design.blogfa.com/post-21.aspx در باره معماری امروز ایران و دلایل رکود آن یه چیزایی نوشتم دیروز با یه وبلاگ جدید آشنا شدم و مطلبی در باره آموزش معمار ی داشت البته نقد بود.سئوالاتی واسم پیش اومد که در ادامه می خونین البته مطلب دوست عزیزم  مهندس سنجابی رو هم در ادامهءمطلب آوردم بد نیست بخونین و نظر بدین

1) در مورد پراکندگی دروس : موافق اینکه دروس مختلفی تدریس شود نیستید؟؟ولی در ایتالیا دو نوع تدریس معماری که در یکی که 5 سال به طول می انجامد چنین شیوه ای موجود است یعنی هنوز به معمار مانند میکلانژ و اسلاف وی می نگرند که باید همه چیز دان باشد. فکر نمی کنید با عمیق تر شدن دروس و حضور اساتید قوی و طولانی تر کردن زمان دوره کارشناسی این مشکل برطرف شود.

2) موافق با عملی کردن دروس هستید؟مثل اندیشه ای که در با هاوس جریان داشت؟آخر این کار در باخی از دانشگاهها صورت می گیرد مثل همان درس متره که مثال زدید!!؟اما باید همانگونه که در رشته عمران برخورد می شود ، برخورد شود یعنی از دانشجو سئوال شود ، زیر و بم کار را و گیر داد و ... که البته به دلیل حال نداشتن استاد این اتفاق نمی افتد!!!

3) به نظر من مشکل اصلی معماری ایران د ردانشگاه ها و در نسل استادان بی سواد مدعی آن است من اساتید زیادی را تجربه کردم چه در دانشگاه (معماری) و چه در آموزشگاهی که معماری داخلی خوندم و اکثر اونها باید از نسل شما باشند ( متولد از50 تا 1359) و خیلی ها خالی از سواد بودند اما با وقاهت تمام سر کلاس درس حاضر می شدند چون استادی و تدریس دیگر یک شغل است برای تامین درآمد و دیگر چون گذشته عشق نیست (به قول یک معلم پیرکه می گفت : زندگی کردم که معلمی کنم نه اینکه معلمی کنم که زندگی کنم) ولی امروز دقیقا عکس این موضوع اتفاق می افتد!!! البته بعضی ها شاید توان بیان اندیشه ها و آموخته هایشان را ندارند و این به این دلیل است که اگر کسی مدرک فوق یا دکترا دارد به این معنی نیست که توانایی تدریس هم دارد. تعداد اساتیدی که توان بالایی برای تدریس دارند و برای دانشجو وکارش ارزش قائل اند و نه چیز دیگر مثل دختر بودن و...  و بار علمی خوبی دارند و دودره باز نیستند و تمامی فاکتور های لازم برای تدریس را دارند کم است.

خلاصه آنچه موجب ضعف نظام آموزش شده علاوه بر فرسودگی مورد ذکر شما و سیستم بوزار که شاید قدیمی!! و تخریب و تحریف شدگی درد اصلی آن باشد ، خلاء اطلاعاتی موجود و شکاف ایجاد شده بین نسل قبل معماران برجسته ما و ماست که در اثر انقلاب از کشور خارج شدند.   

به هر حال اگر نظری در باب مسائل مطرح شده توسط بنده دارید خوشحال می شم در موردش به بحث بشینیم.

*فکر میکنم مشکل آموزش برای ترمیم ، نیاز به تجربه مند شدن اساتید جوان و خوش فکر ، نگرشی به الگوهای مدارس موفق جهان و بومی سازی نکات مثبت آنها برای معماری ایران ، دارد.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 2:29  توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور  | 

در سایت cloob.com و در کلوب دانشجویان معماری با بحث جالب و البته احمقانه یک سری آدم بی کار مواجه شدم در باب آتلیه خاک واساتید ... رو کردن مدرک و سند بر علیه هم و بد و بی راه گفتن به هم و جناه مقابل از طرف کسانی که در واقع هیچ کدام از طرفین فوق الذکر نیستند مرا بر آن داشت تا مطلبی در این باب بنویسم کاش این همه تلاش و انرژی در راه اعتلای علمی صرف می شد نه.......

آتلیه خاک، صدیق ، طایفه  و دیگران ( با همه احترامی که برای این مدرسین قائلم و شکی در سواد ایشان ندارم )هر یک در بازار رقابتی اسکیس ارشد سعی در جذب دانشجو دارند که این به تنهایی کار غلطی نیست. در این شکل کلاسها (با نام مستعار : آمادگی اسکیس کنکور ارشد) به جای آموزش صحیح ، دانشجو را به تقلید و خط کشیدن و حفظ کردن نمونه ها تشویق می کنند که این کاری است از پایه غلط و اگر به کارهای ارائه شده دانشجویان یکی از کلاس های اسکیس و حتی فراتر از آن در به اصطلاح امتحان اسکیس  توجه کنیم یک سری کار یکسان را مشاهده میکنیم که انگار نه انگار که از افکار آدمهای مختلف نشات گرفته اند بلکه همه از یک تفکر واحد اشتباه سخن می گویند و این به این معنا است که خلاقیت در مسلخ این کلاسها به قتل و هنر به اتمام    می رسد . این که در کلاس به شما بگویند که برای این کاربری فلان  حجم ، پرسپکتیو داخلی و خارجی  و راندو را تمرین کن تا ملکه ذهنت شود و در جلسه اسکیس متناسب با موضوع از تمرین هایی که کردی استفاده کن عین جنایت است و با روح و مفهوم اصلی اسکیس در تضاد شدید است و برمیگردد به سوء استفاده از روش نادرست پذیرش دانشجو.

هدف از برگزاری این امتحان سنجش میزان خلاقیت  و توانایی طراحی یک موضوع جدید در زمان محدود با استفاده از داشته های خود و بدون مطالعه  است که در این روش آموزش به کلی زیر سئوال می رود و تبدیل می شود به جفت وجور کردن احجامی که با کاربری مطرح شده هماهنگ است و چپاندن یکی دو جمله به عنوان مبانی نظری طرح و سپس رنگ ولعاب دادن در حدی که در نگاه اول نظر هیئت محترم ژوری را که کار را از فاصله 3متری به نظاره ایستاده اند جلب کند و کار شما را به دسته کارهای سمت راست هدایت کند و این یعنی موفقیت در اسکیس یعنی نمرهء حداقل 50. و تا اینجای کار کسی به دنبال ایده و خلاقیتی در کار شما نیست تازه بعد از تقسیم کارها به دو دسته یمین و یسار نوبت به دیدن کارها از نزدیک می شود که آن هم به دلیل زیق وقت فرصتی برای بررسی دقیق نیست و فقط نگاهی اجمالی و کلی که شاید به درک کلیتی از کار بیانجامد و نه جزئیاتی که شما به آن پرداخته اید پس در این کلاسها راه کاری به شما ارائه می شود برای راضی کردن هیئت محترم ژوری و در واقع گول زدن ایشان برای پذیرش کار شما و این کاملان به نفع شماست!!! (1) (وای بر این داوری که بر اساس رنگ و لعاب است نه ارزش معماری کار و مبانی نظری آن و ایده خلاقه پشت کار).

این درد مختص اسکیس ارشد نیست بلکه دامن اسکیس دکتری را هم بد جوری گرفته و آنجا هم همین روش آب دوغ خیاری به طرز معجزه آسایی جواب می دهد و این یعنی ضعف شدید سیستم پذیرش در آموزش عالی کشور آنهم در چنین مقاطعی!!!!

موفقیت در اسکیس ابزاری می خواهد که در این کلاسها آنچه به دست می آید شاید در عبور از این مر حله یاری رسان باشد ولی مثل خیلی از  ابزارهایی که در مراحل مختلف آموزش برای عبور از سدهای گوناگون می آموزیم  مناسب نیست(در واقع میانبر و راه در رویی است که مختص خود ما ایرانیان است) .

ابزار مناسب برای موفقیت به معنای واقعی کلمه موفقیت  (نه آن تعریفی که در این کلاسها از آن می شود : قبولی در کنکور ) عبارتند از :

* دست قوی

* آشنایی با اصول پرسپکتیو

* راندو

* کمپوزسیون و شیت بندی

* پلان ، مقطع ،سایت پلان و دیاگرام و...

برای ارائه  و معرفی ایده ای که در ذهن خلاق پرورش یافته است،

 و :

* آشنایی با مبانی نظری و فلسفه

* خلاقیت

* شناخت روند طراحی

* هندسه قوی و توانایی تجسم احجام

برای پرورش ایده ای در ذهن و تبدیل ایده و مبانی نظری به خط و معماری (معماری کردن ).

در واقع اسکیس روشی برای مطالعه یک معماری تازه متولد شده وشناساندن آن به دیگران ، که در اینجا اعضای هیت ژوری هستند ، می باشد.

برای دست یابی به ابزارهای بخش اول آنچه لازم است تمرین زیاد و دیدن نمونه کار و استفاده درست از تجربیات موجود (نکات مثبت آنها ) است ،شما اگر اصول کار را بدانید با تمرین می توانید به قدرت لازم دست یابید ، هرگز از کارهایی که  می بینید تقلید نکنید بلکه آنچه از تکنیکهای موجود در آن به نظرتان جالب و مناسب آمد را برای خودتان بردارید  و آنرا به روش خودتان احیا کنید ، یعنی وقتی کسی آنرا در کارتان دید نتواند بگوید چقدر شبیه کار فلانی است.پس از الگوهای موجود برای ساخت روشی شخصی برای خودتان بهره بگیرید .

ابزار بخش دوم : مبانی نظری و فلسفه و روند طراحی از طریق مطالعه زیاد تقویت می شود و هندسه و تجسم از راه تمرین ، دیدن و حتی خط کشیدن روی کارهای برجسته با هندسه قوی (کارهای معماری سنتی ایران ، معماران بزرگ و.....).

اما خلاقیت  را نمی شود تدریس کرد یا از کسی آموخت بلکه فقط می توان بستر مناسبی برای به عرصه ظهور در آمدن و رشد آنرا در دانشجو ایجاد کرد در واقع یک واقعیت درونی است که باید در طی فرایندی آنرا از با لقوه به بالفعل در آورد که مسلما در دانشجوی معماری به مقدار زیادی یافت می شود .

پس همه ابزارهای لازم برای موفقیت در اسکیس در دانشجویان معماری یا موجود است یا نیازمند همتی است که آنرا به فعلیت در آورد.به عقیده بنده رفتن به کلاسهای این چنینی از وجاهت برخوردار نبوده و اگر قصد رفتن به کلاسی دارید آنجا و آن کلاسی را برگزینید که اصول را به شما بیاموزد و نه راههای زود رسیدن چرا که زود ریسدن همواره با خطرهایی همراه است.....

با توجه به مطالب گفته شده به نظر شما در چه صورتی می توان قبولی در اسکیس را تضمین کرد؟؟!! در صورتی که تست نیست که وابسته به فرمول باشد یا حفظ کردنی نیست و نیازمند خلاقیت صرف  و ابزارگفته شده است.

چیزی که موجب نوشتن نوشتار فوق گردید به اصطلاح راهنمایی زیر (که خود تبلیغ دکانی است از همان قسم) و بحثی است که در پی آن شکل گرفت: 

ملزومات راندو و اسکیس

 

آنچه دانشجوی معماری باید بداند

 

دوستان عزیز معمار

بسیاری از شما عزیزان اندک واهمه ای از اسکیس و راندو دارین .و برای پیدا کردن راه حل آن اغلب به هر دری سر میزنید .دست آخر هم برخی از دوستان قید آموزش آنرا زده و پروژه هایشان را به دیگران حواله میکنند.

در این میان ایجاد هراس از طرف برخی از به اصطلاح اساتید ،و گنده کردن آن مزید علت میشود .و جالب اینه که این گروه از دوره گردهای آموزش در هر شهری این ایده را ترویج میدهند که تنها مرجع اسکیس و راندو هستند .اما بزرگانی مثل لین و... با تمام قدرت خود حتی یک کلمه تکبر آمیز ازشون دیده نشده ولی متاسفانه در شهر ما برخی از این گروه با تقلید ناشیانه از آنها خودرا تنها نماینده اسکیس دنیا قلمداد میکنند .و دانشجویان نیاز مند به آنرا با هزاران چرب زبانی و ایجاد هراس مجزوب خود میکنند .و در این میان تمام نداشته ها و کمبودهای مالی خود را از این طریق تامین میکنند.

دوستان .دید خوب و تخیل معمارانه و مطالعه در آثار معماران برجسته و در کل درگیری با مبحث و راهنمایی اندک میتواند کارساز شود .

طراحی چیزی نیس که کسی انرا مطلق از کس دیگری یاد بگیره .خصوصا طراحی معماری.فقط شما باید اصول کلی آنرا یاد بگیرید .بقیه مربوط به استنباط شما و تخیل و خلاقیت شما میشود .

این اصول در مجموع شامل.   1- تمرین برای تقویت دست در طراحی که لازمه مراحل بعدیست .و خود چند تمرین ساده داشته که میتواند محدود به 1 جلسه آموزش شود .البته این موضوع میبایست دستمایه همیشگی یه طراح باشد.

2-پرسپکتیو ها .که شامل دید ناظر .دید پرنده .داخلی و... که در مجموع میشه کلیات انرا در 2 جلسه خلاصه کرد .. اما کسانیکه دوست دارند بطور دقیق آنرا یاد بگیرند یه دوره 8 جلسه ای خاص هم میشه به آن پرداخت.

3-پلان-در حد 1 جلسه.

4-مقطع در حد 1 جلسه

5- سایت و دیاگرام1 جلسه

6-شیت بندی 1 جلسه

7-ایرانشناسی و اقلیم شناسی.1 جلسه

راندو نیز شامل همین مباحث بوده اما اونجا بحث پرزانته کردن موارد فوق با متریالهای مختلف میباشد

دوستان شاید موارد جانبی مثل فیگور .درخت و... هم جهت تقویت دست ذکر شود .اما کل این فضایا منوط به یادگیری موارد فوق هست که نیازی به پرداخت هزینه های گزاف و عوامفریبیها و الفاظ متنطن نداره و شما میتونید صرفا با 150 هزار تومان آنها را فرا گیرید .

به شرطی که کمی خود باور بوده و از خود جرات به خرج داده . و و قواعد و اصول من در آوردی دیگران را کنار گذاشته و شروع به کار نمایید.

در این راه............ هر نوع مشاوره و کمکی را به دوستان افتخار میداند.

منتظر نظر دوستان هستیم

 

قضاوت در این باب که این مطلب راهنمایی است یا کوبیدن دیگران و اعلان جنگ یا تبلیغ بر عهده شما...

 

(1) اگر کمی ریشه ای تر به این قضیه نگاه کنیم به مشکل اصلی بر می خوریم : گرفتن و دادن  مدرک تنها هدف ما و دانشگاههای ما شده وبه همین خاطر است که همواره سعی در افزایش سطح کمی داریم و نه کیفی.واقعا نمی دانم کجای دنیا این همه دکتر

 

(1) اگر کمی ریشه ای تر به این قضیه نگاه کنیم به مشکل اصلی بر می خوریم : گرفتن و دادن  مدرک تنها هدف ما و دانشگاههای ما شده وبه همین خاطر است که همواره سعی در افزایش سطح کمی داریم و نه کیفی.واقعا نمی دانم کجای دنیا این همه دکتر و فوق لیسانس و ... دارد که ما داریم؟؟ آن هم بدون سواد کاربردی!!! و این بر می گردد به سیستم غلط پذیرش دانشگاههای ما ؛ کسی که خوب خر خوانی میکند و تست میزند شایسته پذیرش در هر رشته ای نیست (یکی از اساتید به نام معماری وشهرسازی در دانشگاه شهید بهشتی می گفت : برای اینکه ذهن دانشجوی تازه وارد معماری را که با رتبه خوب رشته ریاضی!!! وارد دانشگاه می شود از سیستم منطقی 2*2=4 به وادی هنر بکشیم عمری طول میکشد و این یعنی ضعف سیستم پذیرش) در واقع این خوب تست زدن هم از آن میانبرهاست برای قبولی در رشته ای که فقط نامش برای ما جالب و دهان پر کن برای اطرافیان است.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:18  توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور  | 

اسم مهندس نادر خلیلی شاید برای خیلی ها آشنا و برای بسیاری دیگر از ما نا آشنا باشد ولی باید عرض کنم ایشان یکی از معماران سرشناس ایرانی بودند که در جهان به سبب پروژه خانه هایی که با کیسه های شنی ساخته می شوند و مزایا ی فراوانی دارند شناخته شده هستند.ایشان در زمان زلزله مهیب بم هم به ایران آمدند و پیشنهاد ساخت این خانه ها را به مسئولان دادند و حتی با دست خودشان یک نمونه از آنرا ساختند (خانه ای که در زمان کوتاه یک روزه سا خته می شد زیرا هیچ نیازی به ملات نداشت) ولی به دلایل مختلف شاید مثل منفعت طلبی و... مورد قبول واقع نشد.مثل خیلی از پروژه هایی که توسط ایرانیان مقیم خارج با عشق وعلاقه به وطن ارائه می شود ولی با نوعی ....!!! رد می شود.گویی یادمان رفته آنها هم اهل این آب و خاک هستند آنوقت می گوییم چرا مغز ها از ایران گریزانند.پاسخ این پرسش با شما....

به هر حال باید به عرض برسانم که شخصی با این اعتبار جهانی و این ایده ارزشمند نه تنها در ایران ناشناس بود و هیچ گاه نامش را از هیچ کجا توی این مملکت نشنیدیم ، حتی  هیچ مجله معماری هم در مورد پروژه ایشان هیچ مطلبی ننوشت(وقتی می خواستم در این باب مطلبی بخوانم مجبور شدم به مجلات خارجی مراجعه کنم) یا اگر نوشته من بی اطلاعم .در گذشت این معمار ایرانی که مایه مباهات همه ایرانیان است هم هیچ جایی مطرح نشد و من آنرا از وبلاگ یک دوست  ایرانی معمار ساکن فرانسه خواندم ولی با تاخیر زیاد (حدود سه ماه ) و این همه سهل انگاری و فراموش شدگی شاید فقط به این دلیل است که وی ساکن آمریکا بود.ولی می دونین دلیل اصلیش همونیه که بارها عرض کردم که ما قدر داشته هامون رو نمی دونیم و در بند یه چیزی گرفتاریم که اینجا مجالی برای بحث در آن باب نیست...

 در نهایت با کمال تاسف در گذشت این معمار بزرگ وخلاق (مهندس نادر خلیلی ) را تسلیت می گم...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:13  توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور  | 



+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 18:5  توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور  | 

امروز داشتم یه چرخی تو کلوب میزدم چشمم خورد به یه بحث با این موضوع : عوامل مهم در طرحی داخلی؟؟؟

یه کمی فکر می کنم بعد جواب این سئوال رو اینجوری می دم :

عوامل مهم در معماری داخلی یا بهتر بگم اصول معماری داخلی یا عوامل تاثیرگذار در آن عبارتند از:

۱)ترکیب بندی

۲)نور پردازی

۳)رنگ

۴)بافت (جنس مصالح)

۵)سبک

و در نهایت آنچه که قبل از همه اینها و در شروع طراحی و ایده پردازی از اهمیت ویژه برخوردار است نظرات و نیازها و خواسته های کارفرماست که یک معمار داخلی با تجربه و خبره میتونه با استفاده از تجربه خودش و کمی هم چاشنی علم و سواد و در نهایت چرب زبانی ایده خودش رو به کارفرما بقبولونه که اگه این کار رو نکنه فاتحه کارش خوندست....

شاید در باب این اصول به زودی مطالبی بنویسم

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:46  توسط پرهام شکوهی و مائده ضیاپور  |